سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱
نظرات

سلام دوستان،

نیستم نه؟ می دونم لبخند

خب، دوباره آخر ترم شده و دو تا کار حجیم و نفس گیر که باید تحویل داده شود، تو گویی ترم پیش با آنهمه کار در زنگ تفریح به سر می بردیم... متفکرمتفکرمتفکر

فقط آن کتاب هایی را که کنار لپ تاپ هستند چندین برابر کنید

تا بشود عکس اتاق من. مثل این ( همین الآن که ساعت 11:20

دقیقه چهارشنبه شب، 18 فوریه* 2012 مصادف با پنج شنبه 31

فروردین 1391 ساعت 10 دقیقه به 8 صبح ایران است این

عکس ها را گرفتم تا خودتان از روی عکس ها جمله سازی کنید

و بدانید حدیث مفصل این روزهای من به چه شکل و صورتی

است:)  :**



باورتان می شود؟ از سر و روی اتاق همین طوری ( کشیده

بخوانیدش) کتاب می بارد...

پس فعلاً تا اطلاع ثانوی خدانگهدارتان...

در ضمن، اگر دل های شما پاک باشد و خوب دعا کنید و من این

دو کار آخری را با موفقیت تمام کنم و تحویل دهم، کلی حرف

برایتان خواهم داشت...لبخند

 

* ماشاءالله شما از من هم حواس پرت تر هستید که! بابا مگر ما الآن تو ماه فوریه هستیم آخه؟ متفکر الآن آوریل است، دو ماه بعد از فوریه! متفکر حالا اگر خودم نمی دیدم اشتباهی نوشتم، کسی چیزی نمی گفت دیگــــــــه؟! عجباااااا! متفکر

 ** دو نقطه (:) را نزدیک پرانتز که گذاشتم دیدم شکلک ناراحت درست شد، مجبور شدم بدون رعایت فاصله استاندارد، اندکی دورتر از پرانتز قرار دهم :)

 


برچسب‌ها: خاطرات
نویسنده : دانشجو
تاریخ : شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۱
نظرات

سلام

حال همگی خوب است إن شاءالله؟ خدا را صد هزار مرتبه شکر! لبخند

از همان روز اول عید نوروز که اینجا شد 20 مارس ( به فرانسوی) و مارچ ( به انگلیسی)، تابستان کانادا آغاز شد. متفکر گویا قبلاًها همیشه یک یک هفته ای بهار داشتند، بعد وارد تابستان می شدند، اما امسال مستقیم از زمستان پریدیم به تابستان تعجب با یک افزایش دمای حدوداً 23 درجه سانتی گرادی! که البته در عرض یک روز به 26 درجه هم رسیدیم. ( البته اگر دمای زمستان را 0 بگیریم، در حالی که دما همیشه زیر 0 بود و در واقع افزایش دما بیشتر از اینها بود). چند روزی از آغاز تابستان کانادایی نگذشته بود که هوایمان فیلش یاد عهد قدیم کرد و نتوانست به همین راحتی از ننه سرما دل بکند و دوباره ما را به عقب برگرداند و دما شد -9 درجه سانتی گراد تا گرمای روزهای آغازین فصل بهار (فصل بهار اسمی البته، نه واقعی) را با سرمای زمستان خنثی کند و در این بین ما در عجب ماندیم که چگونه می شود که اینگونه می شود که در کانادا فصل ها پرش می کنند و این بازی رفت و برگشت و پشیمان شدن هوا تا کجا به طول خواهد انجامید و بالاخره با چه وسایل ایمنی ای باید از منزل خارج شد و چقدر بار بایستی با خود برد که در هنگام غافلگیری دمایی که ممکن است حتی در طول یک روز واحد اتفاق بیفتد دچار مشکل نشد و از هوای کانادا رودست نخورد!؟ متفکرمتفکرمتفکر

آخر می دانید:


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو