سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢
نظرات

سلام بر دوستان خوب وبلاگی ام لبخند

راستش را بخواهید درگیری های خودم که مشغول مطالعه و نگارش

پروپوزال دکترا هستم بماند، راستش اصلاً مدتی ست که دست نوشتنم

کند شده است! اوه نمی دانم چرا!؟ متفکر یعنی منظورم این است که

اگر شما می دانید چرا اینگونه شده ام من هم می دانم. متفکر ترجیح می

دهم وقتی چنین حالتی دارم ننویسم و سردردتان ندهم. چون مطالبی

که تا کنون نوشته شده است همه اش زمانی اتفاق افتاده که واقعاً

حس نوشتن داشتم و همه اش از دل برآمده بوده است. همچنان که

پیش از اینها نیز عرض کرده بودم حضور محترمتان، بنده پیش نویس و

پاک نویس ندارم در نوشتن مطالب. یکبار قصد نوشتن می کنم و همین

گونه مطالب به طور کاملاً همزمان به ذهنم خطور کرده و از ذهن بر

دستانم جاری گشته و تایپ می شود. نهایتاً یک ویرایشی می کنم که

غلط املایی ای چیزی نداشته باشم. همین. و همانطور که قبلاً تر ها

هم عرض کرده ام، خوشحال می شوم اگر اشتباه چاپی یا غلط املایی

یا ساختاری و جز این مشاهده فرمودید در بخش نظرات بفرمایید تا

تصحیحش کنم. لبخند

دیده اید گاهی انسان دچار یک نوع قبض روحی می شود که انگاری زیر

منگنه گذاشته باشندش، هیچگونه توان حرکتی ندارد؟ دیده اید؟ بنده

این روزها در چنان حالت مانندی به سر می برم که راستش را بخواهید

نمی دانم کی تمام می شود!؟ شاید دلیلش هم این پروپوزالم باشد که

بایستی هرچه سریعتر 40 صفحه نوشته و تحویل استادم دهم. اوه

تنها مطلبی که باید عرض کنم و تا آنجا که به خاطر دارم پیش از این

مابین مطالب بیان نشده است این است که:

در آخرین روزهای اقامتم در ایران، درست دو یا سه روز پیش از بازگشت

به کانادا، از طریق کارشناس گروهمان مطلع شدم که به لطف حق و با

دعای خیر دوستان عزیزم امتحان جامع دوم نیز با موفقیت پشت سر

گذاشته شده و یک بار عظیمی از دوش بنده بر زمین نهاده شده است.

اوووووووووووووووووه! اوه امتحانات بنده برای خودشان هفت خوانی

بودند خیال باطل

به هر حال، ما که از اول آفرینش هستی و آفرینش خودمان شرمنده این

خدا بوده ایم که پا به پای تمام مراحل زندگیمان آمد و دم بر نیاورد و

شکایتی نکرد! ما که ازشان راضی هستیم، خدا ازشان راضی باشد! نیشخند

خیال باطل نسل بنده نیز نسل "مداد نرم مشکی پررنگ" محسوب می شویم!

کلافه

من یکی که از هر چی "مداد نرم مشکی پررنگ" است تا یک زمانی پس

از کنکورها بیزار شده بودم! کلافه اصلاً به نرمیش نگاه نکنید هاااااا، به

قدری در نظرم این عبارت "مداد نرم مشکی پررنگ" منفور بود که حد و

مرز نداشت...

باباااااااااااااا! ما تمام عمرمان کنکور دادیــــــــــــــــم با همان "مداد نرم

مشکی پررنگ" کلافه آخر آدم اینقدر بد شانس!!! می دانید من از

نسلی هستم که دوره دوم پیش دانشگاهی را سپری کردند. آن یک

سال دیگر خیلی سنگین و غیر قابل هضم بود برایمان! آخر می دانید:

نسل یک سال قبل تر ما برای ورود به دوره پیش دانشگاهی دروس سال

سوم نظری را دوباره به حالت یک آزمون سراسری مثل کنکور با همان

"مداد" مزبور امتحان داد. ما بینواهای فلک زده بخت برگشته! کلافهکه

دوره دوم پیش دانشگاهی حساب می شدیم قبل از کنکور سراسری،

کل سه سال دبیرستان را ازمان امتحان گرفتند با همان "مداد نرم

مشکی پررنگ"! کلافهو یادم نمی رود که خیلی از دوستانمان از دوره

پیش دانشگاهی مردود شدند و یک سال عمرشان در خانه گذشت و

چه یک سال نفرت انگیزی بود که سر هیچ چی از هم دوره ای هایت

عقب بمانی. عصبانی بعد از ما، نسل سوم پیش دانشگاهی بدون پشت

سر گذاشتن هیچگونه امتحانی و تنها پس از قبولی در سال سوم نظری

وارد پیش دانشگاهی شدند و بقیه نیز به همان منوال تا به اکنون...

و آنچنان شد که ما شدیم "نسل مداد نرم مشکی پررنگ" و این داستان

درباره شخصِ شخصِ بنده همچنان ادامه دارد و یک امتحان را که پشت

سر می گذارم یکی دیگر، پرملاط تر و پررنگ تر و با صلابت تر و سخت تر

و شوخی برندار تر در مقابل دیدگانم قد علم می کند و مرا به مبارزه می

طلبد... استرسو این اکنون در شکل و هیئت "پروپوزال دکترا" بر ما عیان

شده است... تا چه پیش آید و خوش آید... خیال باطل

واقعاً دیگر بیش از این در توانم نیست که ادامه دهم... ببخشید! ناراحتاوه

امید که حالات خوبی در این ماه عزیز بر روح و جان شما هبوط کرده

باشد. خیال باطل

یاحق! بای بای


برچسب‌ها: خاطرات
 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو