سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : شنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٢
نظرات

سلام بر همه شما دوستان منتظر اوه

بله، اوضاعم خاصّ است، نمی گویم قمر در عقرب یا ناجور! چون آنها را می دانید چگونه هستند! اما اوضاع مرا نمی دانید و البته کسی نمی تواند بداند، فقط شما نیستید! قهر

قرارمان با دو هم خانه ای دیگرم این بوده است که هر کداممان خواستیم از این خانه برویم به هر دلیلی که در مخیله مردمان می گنجد یا نمی گنجد بایستی دو ماه قبل تر خبر بدهیم که آن بینوایی که می خواهد بماند تکلیفش را بداند و اگر قرار است هم خانه ای جدید بگیرد فرصت کافی داشته باشد و اگر می خواهد یک فکر دیگری به حال خود بکند باز هم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشته باشد نه اینکه مثل بنده یکهویی و کاملاً به صورت غیرمنتظره، غیر مترقبه و ناگهانی دستش را در حنا بگذارند و علی بماند و حوضش و دو هم خانه ایش یکهو به سرهای مبارکشان بزند که بنا به هر یک از آن دلایل در مخیله گنجیده و نگنجیده بروند! متفکر متفکر متفکر متفکر متفکر

باور بفرمایید 26 صفحه از آن 40 صفحه مذکور پروپوزال دکترا را نوشته بودم که دستم اینچنین در حنا گرفتار آمد و اوضاعم آن چنان خاصّ شد و شما مدام آمدید و رفتید و دریغ از خبری و اثری از این صفحات حتی در حد یک ویرگولِ به روز رسانی شده! اوه

گاهی فکر می کنم ای کاش من هم مثل همه آن دیگرانی که ککشان نمی گزد با که هم خانه ای بشوند اندکی آسان گیر بودم در این فقره و اینقدر به خودم نگرانی و اضطراب راه نمی دادم بابتش! اما فقط ای کاش... و دیگر هیچ! ناراحت

راستش را بخواهید نمی خواهم کسی را قضاوت کنم که چرا اینگونه کردند و اینگونه شد.

اما تجارب گرانی از این قضایا عایدم شد که حیفم آمد با شما به اشتراکشان نگذارم! گرچه شاید خیلی هایتان با من در حد صفر درصد هم موافق نباشید در این فقرات (جمع فقره بود گویا!؟ خیال باطل شاید هم یک چیزی مانند فقرا البته نه به ضمّ ف و فتح ق نیشخند).

تجربه اولم اینکه:

1. دیگر به هر کسی که 100% مطمئن بود اعتماد نخواهم کرد. ناراحت و درواقع، در این فقره به طرف مقابلم بیشتر بی اعتماد خواهم شد تا مطمئن! قهر

قضیه اش هم مربوط می شود به همان حکایت بالا که هر دو هم خانه ای قبلیم در حد 100% مطمئن بودند که یک سال دیگر در این خانه خواهند ماند و دو تا 100% به فاصله حدود یک ماه اعلام نماندن کردند! تعجب

2. دیگر از هر چه واژه از خانواده "هم خانه ای"، "هم اتاقی" است دوری خواهم جست تا آخرین قطره خونم! اوه قهر که هر چه طیّ این مدت سکوتم در این صفحات، بر سرم آمد از آن واژه "هم خانه ای" بر سرم آمد.

امیدوارم شما گرفتار چنین تجربه تلخی نشوید و البته هدف ترساندن شما ها نیست. دور از انصاف است که از هم اتاقی های نازنینی که در ایران داشتم یادی نکنم که علی رغم تمام مشکلاتی که در خوابگاه های آنچنانی داشتیم چقدر خاطرات به یاد ماندنی ماندگاری را برای همدیگر رقم زدند، تا آنجا که یکی از دلخوشی های هر از گاهیم بشود مرور عکس ها و فیلم های به جای مانده از آن روزگاران! خیال باطل

غرض از تصدیع اوقات گرامتان نیز این نبود که با این سخنان کمرنگ شدن حضورم در پشت این نوشته ها را توجیه کنم. نه خیر! اصلاً و ابداً. غرض این است که بدانید واقعاً یک سرشلوغی عجیب و غریبی* مرا به خود گرفتار و درگیر کرده است که هنوز هم تمامی ندارد و عن قریب است که این وسط سالی ناگزیز از کوچ به مکان دیگری شوم، گرچه اصلاً دلم به رفتن نیست ناراحت و هرگز نمی خواهم از مدیران ساختمان نازنینی که در این مکان دارم دور شوم حتی در حد کوچ به ساختمان همسایگی مان. قهر

امید که کار بدانجا ها نکشد! خیال باطل

عرض مختصری هم داشتم برای آن دسته از خوانندگان محترمی که در بخش نظرات سؤالاتی می پرسند که منتظر پاسخ بنده هستند و من نمی دانم چرا نظرات را خصوصی می کنند!؟ متفکر 

دوستان محترم! وقتی نظرات را خصوصی می کنید بنده نمی توانم پاسختان را بدهم و همانگونه که پیش تر از اینها آمد و بارها و بارها تکرار مکررات نموده ام از شما درخواست می کنم که منتظر پاسخ های بنده در ایمیل شخصی تان نباشید. اینجا محل تبادل نظرات است تا دیگران نیز از سؤال و جواب های انجام شده بهره مند گردند و بهتر آن است که:

1. نظراتتان را خصوصی نکنید.

2. در همین بخش نظرات پیغام ها و سؤال هایتان را مطرح

نمایید و همین جا نیز منتظر پاسخ بنده البته در حد اطلاعات

اندکم باشید.

 

با سپاس از حسن توجهتان!

در پناه حق باشید پایدار و برقرار... بای بای

 

*البته نه یکی که خیلی خیلی خیلی... ندانید بهتر است! ناراحت فقط اگر حضوری به شما دست داد مرا نیز از نظرتان بگذرانید لطفاً. خدا خیرتان دهاد! 


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو