سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
نظرات

سلام علیکم

گم شده پیدا شده اوهلبخند

باور بفرمایید فکر کنم همین روزها پرشین بلاگ وبلاگ بنده را به حراج

بگذارد از فرط غیر فعالی! نیشخند

چه کنم! درگیری ها و مشغله های تحصیلیم امکان اینگونه گفت و

شنودها را به شدّت و حدّت از بنده سلب کرده است. اوه

همین آخر هفته پنج شنبه و به احتمال زیاد جمعه امتحان جامع دومم

را هم می دهم و البته نمی دانم خلاص می شوم یا نمی شوم!؟ چون

واقعاً از این امتحان دوم می ترسم و اصلاً نه امتحان با من شوخی ندارد

نه من با امتحان! قضیه جدی است و باید بنده نیز جدی باشم. استرس

به هر حال، نمی خواهم اضطراب خودم را به شما نیز منتقل کنم و باز به

هر حال، این هم یک مرحله از زندگی است که اندکی سخت تر است

ولی باید طی شود. باید دارد این فقره. لبخند

برای تغییر حال و هوای در سکوت رفته وبلاگ، چند عکس از هوای

تابستانی-زمستانی-بهاری این روزهایمان می گذارم که شما را در

context کانادایی مان نیز سهیم کرده باشم. چه فکر کردید؟ باور

بفرمایید گرچه نمی نویسم اما به یادتان هستم و برایتان کلی عکس

گرفته ام. فقط شما دعا بفرمایید آن "در اولین فرصت" ها موعدشان

برسد به زودی زود... لبخند

 

اول از همه دور و برم اوه

یک روز بهاری زیبا، 5 می 2013 لبخندخیال باطل

آسمان همان بالایی از نمایی نزدیک تر

خطوط مشاهده شده بعضی هایشان جای پای هواپیماها می باشد. لبخندخیال باطل

و نزدیکتر تر

14 و 16 می 2013 یعنی پنج و سه روز پیش خیال باطل

هوا پس از چند روز بازگشت کمی تا قسمتی زمهریری به زمستان،

دوباره به اتمسفر بهاری-تابستانی خود برگشت و من ماندم و یک

دانشگاه خلوت* و یک دنیا خاطره... خیال باطل

بعید می دانم هیچ دوربین عکاسی ای قدرت چشمهای آدمی را داشته

باشد که بتواند یا حتی جرأت کند زیبایی این طبیعت دست پرورده بزرگ

نقاش عالَم امکان را به تصویر بکشد و بیان کند.

بعید می دانم متفکر

لحظاتی سرشار از شور و شعف در درون من شروع به غلیان کردند که

مسلماً شما نیز در برابر طبیعت گل و بلبلی که بارها به عینه مشاهده

فرموده اید چنین تجربه عینی ای را لمس و حس کرده اید بی شک.

تجربه ای یُدرَکُ وَ لایُوصَف

که در ادامه می آید... لبخند

 

و آن درخت کریسمس همیشگی روبروی خانه مان که نه زمستان می

شناسد و نه تابستان و کریسمسی اش تا هست همین گونه است...

و

من و داستان هایش ... لبخند

 

و دوباره وسترن و آن مناره معروفش که مناره دانشکده هنر و علوم

انسانی اش است لبخند

 

و همان عکس بالایی از زاویه کناری اش لبخندخیال باطل

نکته جالب این عکس ها و این طبیعت وسترن این است که:

رنگ دانشگاه وسترن انتاریو بنفش است با انواع طیف های روشن و

تیره اش...

شما از یاسی روشن شروع کنید برسید به بنفش تیره... 

و درختانی که کاشته اند و بعضی هایشان قدمت طولانی ای هم دارند و

نیز گل هایی که می کارند مثل همین لاله های زیبای پایین، همه را از

همین طیف انتخاب می کنند که شکوفه های درختان رنگ وسترن

باشند و گل ها نیز... لبخند

شما ببینید چقدر مدیریت و تدبیر پشت همین یک مورد کوچک نهفته

است که وقتی می دانی رنگ وسترن بنفش است، سایت وسترن هم

بنفش است، گل ها و شکوفه های درختانش هم رنگ و بوی وسترن

می دهند و چقدر ما وسترن بنفش رنگمان را دوست می داریم از

صمیم قلب... لبخند

 

* امتحانات 30 آوریل تمام شده است و در واقع از ماه می، تابستان آغاز شده است و دانشگاه خلوت گشته و تنها ما دانشجویان تحصیلات تکمیلی مانده ایم و دیگر هیچ. لبخند

 

و اگر شما بدانید این عکس ها را چند بار ویرایش کرده و اندازه شان را کم حجم کردم تا از کادر بیرون نزند و چند بار قالب وبلاگ را بخاطرشان تغییر داده و امتحان کرده و به نتیجه نرسیده ام... ناراحتقهر آخر می خواستم عکس ها را در اندازه ای اندکی بزرگتر بگنجانم که می دیدم قسمتی از عکس خورده می شود و زیبایی تصویر از بین می رود. آخر سر هم مجبور شدم در همین اندازه های کوچک بگنجانمشان! ناراحتاوه


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو