سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢
نظرات

با سلام به همه دوستان و خوانندگان منتظر لبخند

خداییش این انتظار هم بد دردیه هااااااا! حالا اینجا که چیزی نیست، اما

در مسائل بزرگتر واقعاً انسان را ذره ذره آب می کند این انتظار! ناراحت

بدینوسیله از هرگونه انتظاری که توسط بنده بر خوانندگان محترم این صفحه عارض گردیده بود پوزش می طلبم. به هر حال، شما می دانید که حال و هوای وطن انسان را مدهوش می کند و می بایست در فرصت کمِ حضور در بین اعضای خانواده، لحظه به لحظه اش را جرعه جرعه نوش کرد تا مزه اش از دهان نرود و ما را یارای مقابله با دوری دست کم 8-9 ماهه یا بیشتر باشد. لبخند

ماجرا از آنجا شروع شد که بنده امتحان جامع دومم را طی دو روز به پایان رساندم و چون به لطف حق بلیط مناسبی برای مسافرت پیدا کردم، آنگونه فراری را بر قرار ترجیح داده و عزم دیار قبلی نمودم... لبخند

نگران نباشید چمدان هایم نه هنگام رفت و نه هنگام برگشت گم وَ گور نشدند خدا را صد هزاااااااااااااران مرتبه شکر! خیال باطل البته ناگفته نماند که هنگام برگشت عکس چمدان ها را نیز گرفتم و قبل از تحویل به بار، آخرین وداع را را اجرا کردم تا اگر بر حسب اتفاق، اتفاقی پیش آمد کرد دست کم بتوانم عکس چمدان را به شرکت هواپیمایی مذکور نشان دهم تا کمکی هر چند ناچیز به کارمندانشان کرده باشم برای پیدا کردن چمدان بینوایم.نیشخند

اگر موافق باشید پیرو بحث شرکت های هواپیمایی که پیش از این آمده بود، این پست را اختصاص دهم به ماجرای مسافرتم با شرکت های مختلف و تجربیات شخصی ام، باشد که چراغ راهی باشد برای جویندگان حقیقت که می بایست اقدام به مسافرت های خارجی نمایند. لبخند

با ما باشید در ادامه مطلب... لبخند

 


مسیر هوایی رفتِ مسافرت یک ماهه بنده پس از امتحان جامع دوم به

شرح زیر بود:

تورونتو-لندن انگلیس، لندن-تهران.

مسیر تورونتو-لندن را با AIR CANADA رفتم.

هواپیمای خوبی بود و امکاناتش هم خوب. چیزی که توجه مرا جلب کرد

و در مسافرت های گذشته دقتی به این مسأله نداشتم وجود پریز و

جای USB و بخصوص همان پریز 110 ولت در کنار مونیتور روبرویمان بود

که براحتی می توانستی بدون هیچگونه نگرانی از لپ تاپ یا تلفن

همراهت استفاده کنی. خیال باطل دستشان درد نکند! ما که راضی بودیم،

خدا ازشان راضی باشد. خیال باطللبخند

در باب غذای هواپیما نکته ای را باید متذکر شوم و آن اینکه فقط ترکیش

ایر گوشت حلال می دهد و در بقیه مواردِ سفر با شرکت های

هواپیمایی گوشتشان ذبح حلال نیست البته از هواپیمایی قطر و امارات

بی اطلاعم چون تا کنون با آنها مسافرت نکرده ام. به همین جهت بود که

بنده به آقا ناصر، صاحب آژانس Starlight Travel در تورونتو که همیشه

بلیط های خوبی برای مشتریان پیدا می کنند و جا دارد همین جا از

ایشان بابت همکاری صمیمانه شان سپاسگزاری ویژه بجای بیاورم لبخند

تشویق، زنگ زدم و از ایشان درخواست کردم که غذای مسیر تورونتو-لندن

مرا vegeterian یا همان گیاهخواری انتخاب کنند. روز پروازم وقتی

دوستم مژگان برای بدرقه ام آمد، به من گفت که می توانستم گزینه

Muslim Food را انتخاب کنم البته اگر چنین گزینه ای در آن شرکت

هواپیمایی بخصوص وجود داشته باشد. من هم بلافاصله به آقا ناصر زنگ

زدم و ایشان گفتند امروز برای تغییر سفارش غذای همان امروز خیلی

دیر است اما غذای مسیر برگشتم را لطف کردند و به غذای اسلامی

تغییر دادند و در ادامه توضیح خواهم داد که چه تغییر خوبی بود آن یکی!

خیال باطللبخند

سرتان را درد نیاورم، اول از همه غذای سفارش ویژه ها را پخش می

کنند. غذای سبزیجات بنده نیز خوشمزه بود. لبخند

نکته دیگر اینکه به دلیل اختلاف ساعت هشت ساعت و نیمه بین ایران و

کانادا (به وقت محلی ما در لندن کانادا*) وقتی از کانادا به ایران

مسافرت می کنیم دچار jet leg شدید یعنی پرواز زدگی می شویم. در

واقع پرواز زدگی حالتی است که در آن تنظیم خواب فرد پس از پروازی

طولانی و به علت اختلاف ساعت مبدأ با مقصد پرواز به هم می‌ریزد.

در پرواززدگی عوارضی مانند مشکل عدم تمرکز کافی، مشکلات عصبی

و همچنین مشکلاتی در معده فرد بروز می‌ کند.

مهم‌ترین دلیل پرواززدگی برهم خوردن ساعت بیولوژیک بدن است.

طی مسافرت به‌ویژه سفرهای طولانی ترشح هورمون ملاتونین که

مسئولیت ساعت بیولوژیک و زیستی انسان را برعهده دارد، کاهش

یافته و موجب اختلال ساعت خواب و بیداری فرد می‌شود. فشار هوای

داخل هواپیما، نوع تغذیه، استرس پیش از سفر، نداشتن تحرک و

جابه‌جایی از دیگر عوامل بروز پرواززدگی به شمار می‌روند.**

مژگان مطابق تجربه سفر اخیرش به ایران، به بنده پیشنهاد کرد که

بجای تماشای فیلم و سرگرمی های از این دست، سعی کنم در

هواپیما بخوابم تا jet leg ام در ایران کمتر شود. و دستش درد نکند چه

پیشنهاد فوق العاده ای کرد. البته دست بنده هم درد نکند که بچه

خوبی شدم و به پیشنهادش جامه عمل پوشاندم. لبخندتشویق. ناگفته نماند

که پروازهای رفت بنده قبل از شروع کامل high season بود، یعنی فصل

اوج مسافرت یا همان فصل پیک، یعنی فصلی که مسافرت ها به اوج

خود می رسند و آن نیست جز فصل تابستان. به همان دلیل بالا،

هواپیمای تورونتو-لندن مسافر بسیااااااااار کمی داشت به طوری که

صندلی های کناریمان خالی بود و من به عینه شاهد بودم که بسیاری

از صندلی های ردیف وسط که چهارتایی است نیز خالی بودند و

مسافران از جای اصلی خودشان به آن قسمت ها کوچ می کردند و

روی چهار صندلی خالی تخت می خوابیدند. بنده نیز از این ماجرا بی

بهره نماندم و در همان محل سکونت اصلی خودم بالش را زیر صندلی

کناری گذاشتم و حالا نخواب کی بخواب... ساکتخمیازهخواب

در مسیر لندن-تهران نیز که با هواپیمایی ایران ایر بود تا حدودی توانستم

بخوابم و همین باعث شد که jet leg به آن معنای همیشگی نگیرم و

فقط حدود چهار روز اول، بعد از ظهرها از ساعت 3 الی 6-6:30 به خواب

عمیق می رفتم اما این مانع نمی شد که شبهای ایران هم بی خوابی

بکشم و مثل آدم آخر شب دوباره با آرامش می خوابیدم. لبخند دست

مژگان درد نکند که همیشه با توصیه های بجا و روایش کمک بزرگی به

بقیه می کند. تشویق

و اما ایران ایر لبخند

تصویر بالایی هواپیمای ما بود که داشت آماده می شد برای مسافرگیری

و هوای لندن انگلستان بارانی بود و بنده حس عکسبرداریم دوباره گل

کرده بود و ...

هواپیمای ما Air Bus 300-600A بود و بنده به دلیل تجربه بدی که از

هواپیماهای ایران داشتیم و حتی در هواپیمای خرم آباد، آن موقع ها یک

کشته هم دادیم ناراحت برای پرواز با ایران ایر بسیااااااااااار مردد بودم و

راستش را بخواهید از این می ترسیدم که در عنفوان جوانی با ایران ایر

شاد سفر کنم و شادروان برگردم! قهر

به همین خاطر پیش از آنکه بلیطم را بخرم با یکی از خلبانان فامیل

تماس گرفتم و مشخصات هواپیما را که از آقا ناصر گرفته بودم به ایشان

گفتم تا نظر ایشان را جویا شوم و بعد اقدام کنم. ایشان هم گفتند این

هواپیما بهترین هواپیمای ایران است و مشکلی نخواهد بود، بلیطت را

بخر. با توکل به خدا و با کوله باری از امید و آرزو بلیط را خریدم. البته با

چند نفر نیز که قبلاً با ایران ایر عزم وطن کرده بودند تماس گرفتم و نظر

آنها را نیز جویا شدم. ناگفته نماند که آقا ناصر خودشان نیز نظرشان

مثبت بود.

به هر حال، سوار ایران ایر شدم... لبخند با اینکه بنده در مقوله شکم

پرمصرف نیستم اما خوبی ایران ایر این است که غذاهای ایرانی می

دهند که به ذائقه ما خوش می آید. لبخند

با خودم گفتم: این یک بار را محض تجربه با ایران ایر می روم اگر خوب

بود، سعی می کنم پس از این با همین شرکت مسافرت کنم و سودی

هم اگر هست برود به جیب مملکت خودمان علی رغم خیلی چیزها!

هواپیمای خوبی بود اما مونیتور و ... نداشت ساده تر از بقیه هواپیماها

بود. البته برای کسی چون من که قرار بود به سفارش دوستش مژگان

عمل کند و بازیگوشی نکند و بخوابد، انتخاب خوبی بود. لبخند

جالبیش این بود که وقتی در لندن برای گرفتن کارت پرواز ایران ایر به

باجه مربوطه مراجعه کردم متوجه شدم کارمندش از یکی از کشورهای

همسایه دوست و برادر ما بود نیشخند به گمانم هندی یا پاکستانی یا از

همان حوالی و چند کلمه هم با بنده فارسی صحبت کرد. لبخند گشاده

رویی ایشان حس خوبی به من داد و به جرأت می توانم بگویم کلی

انرژی مثبت مضاعف به من منتقل کرد. خیال باطل کارمند مذکور داشت کارت

پروازم را صدر می کرد که یکهو یادم افتاد می خواستم بگویم صندلی

خوبی به بنده بدهد که نزدیک درب خروجی باشد (که مجبور نشوم زیاد

در صف طولانی خروج از هواپیما بمانم) و ردیف وسط هم نباشد و البته

روی بال هواپیما هم نباشد که بتوانم بیرون را ببینم و ... . وقتی

درخواستم را عنوان کردم گویا ایشان شماره صندلیم را نوشته بودند 27،

پس از درخواست بنده با خودکار رویش نوشتند 26 و گفتند جلوی

صندلیت هم باز است و خیلی هم خوب لبخند کلی از ایشان تشکر کردم و

رفتم به طرف Gate مربوطه... لبخند

صندلی 26 کنار درب خروج وسط هواپیما بود. البته آن در را باز نمی

کردند برای خروج اضطراری بود گویا. متفکر روبروی بنده نیز صندلی

مخصوص مهماندار هواپیما بود که وقتی مهماندار طرف ما می آمدند و

می نشستند روی صندلیشان، کلی با هم صحبت می کردیم و لحظات

خوشی داشتیم... لبخند

غذا را هم که آوردند ... به به! لبخند ایرانیِ ایرانی! چه

                                                          شــــــــــــــــــــــــــــود! لبخند


اما مسأله ای که در رابطه با ایران ایر مرا به شدت غمگین ساخت

ظلمی است که بر هواپیمای ایرانی روا می دارند. ناراحت قضیه از این قرار

است که وقتی هواپیمای ایران به یک کشور اروپایی مسافرت می کند

در ایران سوخت کامل می زند و براحتی به مقصد مورد نظر در آن کشور

اروپایی می رسد. اما به هنگام بازگشت به ایران، آن کشور اروپایی به

دلیل در تحریم بودن ایران، حاضر نیست به هواپیمای ایرانی سوخت دهد

و مسلم است که سوختی که هواپیمای بینوا در مبدأ (ایران) زده نمی

تواند کفاف مسیر رفت و برگشتش را بکند و مجبور می شود در مسیر

برگشت در یک کشور دیگری که تحریم نیستیم فرود بیاید و 45 دقیقه

الی یک ساعت برای سوختگیری مجدد معطل شود! ناراحت

یک چیزی این وسط سکته دارد، می لنگد! من که اصلا از سیاست و

بازی های کثیف سیاسی سر درنمی آورم از یک چیزی در عجبم:

اگر بنا به تحریم بودن ایران است ای کشور اروپایی! چرا اجازه می دهی

اصلاً هواپیمای ایران در فرودگاهت فرود بیاید و مسافرگیری کند؟؟؟؟

قضیه از این قرار است که:

آنجا که منافعشان ایجاب می کند فراموششان می شود که ایران را

تحریم کرده اند!!! متفکر و به روی مبارکشان هم نمی آورند! متفکر به هر حال،

برای هر فرود آمدن و مسافرگیری من نمی دانم چقدر به جیب حضرات

اروپایی می رود که حاضر هستند در برابر سود مذکور، تحریم بودن ایران

را در نظر نیاورند! اما آنجا که دیگر منافعشان ایجاب نمی کند به ناگهان

به خاطر می آورند که شما ایرانی ها تحریم هستید و نمی توانید در

کشور ما سوخت بزنید! متفکر و چقدر فاصله این فراموشی و یادآوری مجدد

کوتاه است!!!! :

در حد فرود آمدن هواپیما، مسافر گیری و تأمین سوختش!!!!

در همین راستا بود که وقتی مهماندار ایران ایر اعلام کرد برای

سوختگیری در کشور اسلوونی، در شهر بولونیا فرود خواهیم آمد، یکی

از مسافران ایرانی گفت: اگر انگلیس به ما سوخت ندهد تمام

مشکلاتش حل خواهد شد!!! ناراحتمتفکر

جای بسی تأسف است برای سردمداران اروپایی و آن دیگران که اینگونه

افتاده اند به لج و لجبازی های کودکانه!!!! چقدر کودک درونشان دچار

بیش فعالی شده است این روزها! قهر

از این فقره اگر بگذریم، خلاصه اینکه سفر خوبی با ایران ایر داشتم و

البته ارزانتر بودن بلیطش نیز مزید بر علتی بود که تصمیم بگیرم در

سفرهای آتی گزینه ایران ایر را در برنامه ام بگنجانم حتما. خیال باطللبخند

دوستان محترم! توصیف مسیر هوایی برگشت به کانادا بماند برای پست

بعدی... بای بای

*می دانید که به دلیل مساحت بسیاااااااااااار وسیع کانادا، حتی از یک ایالت به یک ایالت دیگر با اختلاف ساعت 3-4 ساعته در این کشور مواجه می شویم. تعجب از این روست که بنده اختلاف ساعت هشت ساعت و نیم با ایران را با ذکر وقت محلی خودمان در کانادا بیان کردم.

**منبع:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو