سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢
نظرات

سلام دوستان

خیلی سریع این مطلب را عرض کنم و بروم... اوه

آن هم به این دلیل که دچار تاریخ انقضاء می شود.

31 اکتبر جشن هالووین بود در کانادا و چند کشور دیگر. خلاصه ی

هالووین این است که مردم لباس مبدل ترسناک می پوشند و در کوچه

بازار جشن می گیرند و زندگیشان را هیجان انگیز می کنند. کدو تنبل هم یکی از نمادهای هالووین است که

آن را هم به اشکال ترسناک درمی آورند.

درواقع، هالووین جشن مردگان است. به همین دلیل نیز است که لباس

های هالووین ترسناک و گاهی خیلی خیلی وحشت انگیز هستند. اگر

اشتباه نکنم یکی از این لباس مبدل پوش ها را پارسال بود که در اتوبوس

واحد دیدم و یک آن داشتم قالب تهی می کردم از ترس و وحشتی که بر

جانم افتاده بود. استرس بعد از اندکی طولانی یادم آمد که هالووین است

اما با آن وجود نیز، دیگر جرأت نکردم دوباره به آن آدم مبدل پوش نگاه کنم

از بس که چندش آور و هولناک بود. قهر یادم نیست چه پوشیده بود اما

واقعاً قالب تهی کن بود لباسش! این را عرض کردم که اوج ترسناکی

برخی از لباس های مخصوص هالووین را بتوانید تجسم و تصور کنید.

البته تا من درس و مشق دارم هالووین نباشد خود کریسمسش باشد،

تفاوتی برای بنده ندارند هیچکدامشان! برای دانشجویی که اینقدر

سرش شلوغ است و درگیر که اینهمه هم نزد خوانندگان و دوستان

محترم وبلاگی اش هم اوه، چه معنی دارد برود جشن هالووین

شرکت کند اصلاً؟؟؟ خب اگر وقت دارد بنشیند پست جدید بگذارد خب! 

متفکرمتفکرمتفکرمتفکرمتفکر خجالت هم خوب چیزی ست خب! ساکتمتفکر

خب، این از هالووین و مختصر حکایتش.

اگر مایل هستید بیشتر بدانید به ویکی پدیا در لینک زیر مراجعه بفرمایید

لطفاً. در ضمن اگر از دوستان محترم کسانی هستند که بدانند که

چگونه می شود یک لینک اینترنتی را در وبلاگ هایپرلینکش کرد که

وقتی رویش کلیک می کنی برود به سایت مزبور و مجبور نشوی کپی

کنی لینک را در آدرس Bar جدید، بفرمایند که ما هم یاد بگیریم. من بلد

نیستم راستش را بخواهید. البته همین بالا که دارم می نویسم برایتان،

یک هایپر لینک نامی گذاشته هاا، اما قبلاً تر ها تلاش کرده ام نتیجه

نداده است. دو سال هم از این وبلاگ نویسی بنده گذشت این پرشین

بلاگ یک گل در قسمت ارسال مطلب جدید نگذاشت که به شما

دوستان خوبم تقدیم کنم. مهم نیت آدم هاست! الأعمالُ بِالنّیات لبخند 

شما گل تقدیمی بنده را از نظر بگذرانید لطفاً. لبخند آنقَدَر حرف زدم

فراموش کردم لینک ویکی پدیا را بگذارم.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%88%DB%8C%D9%86

مطلب زیر را نیز هم اکنون مشاهده کردم در جایی و برای خودم ...

انگیزناک بود، البته یک طنز تلخی یا به اصطلاح تلخندی در این مطلب

نهفته است که بنده به شخصه امیدوارم روز به روز تلخندهای وطنی

مان کمتر و کمتر شود... خیال باطل به امید آن روز... خیال باطل

 

 

در پناه حق باشید تا دیداری دیگر... بای بای

 

 

 


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو