سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤
نظرات

سلام علیکم

باز با تأخیر آمدم باز.اوه چه کنم؟ زندگی سخت شده خب! خرج اهل و عیال و بدو بدو دنبال یک لقمه نان و از این حرفا!... نیشخند شوخی کردم.  واقعاً سرم به شدّت و حدّت شلوغ بود و درگیر... دلیلش را هم بعدها شاید عرض کردم خدمتتان. خیال باطل

در پست قبلی درباره ی مهاجرت نوشتم. ادامه اش را در این پست خواهم نگاشت.

البته پیش از آنکه وارد ادامه ی مطلب شوم یک نکته در باب چند سطر آخر پست قبلی عرض می کنم. در سطور پایانی پست قبلی این جملات را نگاشته بودم:

تجربه خوب است اما تجربه ی اینچنینی که هزینه های گزافی برای ما در پی خواهد داشت تجربه ای بس سنگین خواهد بود. بخصوص که اگر نمانید و برگردید!!! که در این صورت دو بار دچار خسران شدید خواهید شد! به این دلیل است که بنده تأکید دارم قدم هایتان را بسیاااااااااااار محکم بردارید و آینده نگری قوی و مطمئنی به خرج دهید تا دچار خسران نشوید.

وقتی امروز این سطور را می خواندم که ببینم از کجا مانده ام، احساس کردم این حرف اندکی زیادی کلّی شده است! حتی برای خودم هم خیلی مطلق به نظر رسید. متفکر  بر آن شدم که در این مقال گفته ام را بدین نحو تصحیح یا بهتر است بگویم تعدیل کنم:

صحبت بر سر این بود که می بایست سنجیده عمل کرد و قدم ها را بااحتیاط برداشت تا دچار خسران نشد. حرف بنده درباره ی همان واژه ی "خسران" بود که به نظرم زیادی مطلق آمد. راستش را بخواهید حتی به فرض اینکه شما رفتید و هزینه های همه جوره را تقبّل کردید و نماندید و برگشتید، حتی در این صورت هم شاید این بازگشت برای همه یکسان نباشد و برای همه "خسران" به حساب نیاید. اما هنوز بر سر حرف قبلیم هستم که به هر حال علیرغم تمام تجربه های حتی خوب، هزینه ی های گزاف دو بار مهاجرت بر گُـرده ی آن افراد سنگینی خواهد کرد و شوخی بردار نیست این مسأله. منظورم همان رفتن و نماندن و برگشتن است.

بگذریم...

از خدا پنهان نیست از شما عزیزان چه پنهان! «حرف هایی هست برای نگفتن»! چه کنم که زبان عاجز است از گفتن و قلم قاصر از نوشتن! ناراحت  نپرسید چرا! شاید روزی روزگاری شرح ماجرا را "بتوانم" بیان کنم. نمی دانم!؟ فقط شاید!؟ و شاید هم نه!؟ متفکر

از باقی مطالب می گذرم مگر سؤالی به ذهن شما عزیزان خطور کرده باشد و مختصر و مفید توضیح دهم.

می روم سر مطلبی مرتبط با قضیه ی مهاجرت. طبق آنچه که در این سه سال دیده و شنیده ام به بیان تجربیات می پردازم شاید اندک راهنمایی ای برای علاقه مندان باشد.

تا همین آخر سال 2014، مهاجرت به کانادا تحت چند دسته یا کلاس یا category انجام می شد که از ژانویه ی 2015 یکی از آن کلاس های گسترده شان را بسته اند. البته به قوانین زیاد اعتمادی نیست. آنان مدام در حال تغییر قوانین هستند و تا آیندگان بخواهند کاری بکنند معلوم نیست چه خبرهای جدیدی به وقوع خواهد پیوست!؟ اما بخش کارگر ماهر یا skilled worker که قبلاً شمار زیادی از متقاضیان را پوشش می داد دیگر بسته شده است و به جای آن بخش دیگری با نام express entry را فعال کرده اند که یک جورهایی هم آسان است هم سخت. یعنی اولش سخت است اما بقیه اش آسان. بدین شرح که: قبلاًتر ها اگر اشتباه نکنم در بخش skilled worker حدود 50 رشته ی تحصیلی معرفی کرده بودند که واجدین شرایط می توانستند درخواست اقامت بدهند و در صورت تأیید چندین ماهه و در برخی موارد چندین ساله!!! از طرف دولت کانادا اقامت دائم می گرفتند. اما در حال حاضر شما بایستی با مراجعه به سایت اداره ی مهاجرت و شهروندی کاناداwww.cic.gc.ca پروفایلی برای خودتان در بخش express entry باز کنید و سوابق شغلی و تحصیلی و ... خود را در آنجا قرار دهید و این کارفرمایان کانادایی هستند که با مراجعه به این سایت، در صورت نیاز به حرفه و سابقه و تجربه ی کاری شما برایتان دعوت به کار یا همان job offer خواهند فرستاد و پس از آن است که شما می توانید درخواست اقامت دائم بدهید و در عرض فقط چند ماه permanent resident یا به اختصار پی آر یا همان مقیم شوید. قسمت اولش (به نظر بنده البته)، اندکی سخت می آید که شما باید چنان سابقه ای داشته باشید که کارفرمای کانادایی را جذب کنید که برایتان دعوت به کار بفرستد. شاید هم تحیلات بنده این را سخت می پندارد و در اصل آسان تر است. کسی چه می داند!؟ اما بخش دومش که بعد از دعوت به کار است راحت تر است چون دیگر دردسر چندین سال انتظار را نخواهید کشید. البته من از جزئیات این برنامه ی express entry هیچگونه اطلاعی ندارم و متأسفانه نمی توانم دقیقاً راهنمایی تان کنم. سوال  تنها راهنمایی ارزشمندی که می توانم برایتان داشته باشم این است که خودتان اگر زبان انگلیسی یا فرانسه را بلد هستید تشریف ببرید به سایت بالا و خودتان تمام سایت را زیر و رو کنید و بفهیمد چه خبر است. آن بخش guide که در بخش مربوطه هست خیلــــــــــــــــــــــی خیلــــــــــــــــــی به شما کمک خواهد کرد که بدانید قضیه از چه قرار است. حتی درباره ی نحوه ی پر کردن فرمهای مروبط هم توضیحات خوبی داده اند.

راستش را بخواهید من به وکیل های مهاجرتی هیچ اعتمادی ندارم. قهر بگذارید یک فلاش بک بزنم به گذشته. به روزهایی که پذیرش گرفته بودم و باید برای ویزا اقدام می کردم... خیال باطل

شاید بگویم جزو نادر مواردی بود که ناآگاهی کمکم کرد! چگونه؟ عرض می کنم خدمت شریفتان: 

آن روزها از این قضایا که وکیلی می تواند برایتان اقدام کند و ... هیچ خبری نداشتم. اصلاً نمی دانستم چنین چیزی یا کسی هم هست که پیگیر کارها شود و شما همه ی امورات را به دست ایشان بسپارید و فقط منتظر خبر ایشان باشید! و چه بهتر که نمی دانستم. خودم رفتم سایت cic و مرحله به مرحله و قدم به قدم شروع کردم به خواندن مواردی که برای ویزای تحصیلی ضروری بود. قسم می خورم حتی آشنایی کسی نداشتم که قبلاً این مراحل را رفته باشد و از او راهنمایی بگیرم که چه کنم؟ کجا بروم؟ از کجا شروع کنم و باقی موارد. حتی گشتم مدارک لازم را به زبان فارسی هم پیدا کردم و پرینت گرفتم که نکند متوجه مدارک موردنیاز به زبان خارجی نشده باشم و مدرک اشتباهی برایشان ارسال کنم. همه مدارک را مو به مو آماده می کردم و مدام به سایت سر می زدم ببینم همان مدارک را می خواهد یا باز عوض شده است. حتی به قدری ناشی بودم که فرم های مربوط به درخواست ویزای تحصیلی را با دست پر کردم. فکر کنیــــــــــــــــــــــــــــد! خیلی ریسک بزرگی بود. البته سعی کردم همه را خوانا بنویسم. اما اصلاً با دست پر کردن فرم ها توصیه نمی شود. این را خیلی بعدتر فهمیدم. زمانی که در کانادا بودم. فکرش را بکنیــــــــــــــــــــــد من چقدر از مرحله پرت بودم! J اما از یک بابت خوشحالم که همین ناآگاهیم باعث شد کرور کرور پول به جیب مبارک وکیل وکلا نریزم که آخرش هم معلوم نشود چه شد و چرا شد!!! 

وقتی آدم خودش به قول این کانادایی ها involved می شود در یک کاری، یعنی خودش درگیر کارهای خودش می شود و خودش به شخصه پیگیری می کند دیگر نکته ی مبهمی برایش نمی ماند. بخصوص در کارهای حساسی چون این موارد. حتی نظر شخصی بنده این است که پایان نامه را هم باید خودت تایپ کنی. کاری که در دوره ی ارشد، بنده و بسیاری از دوستانم به شخصه اجرایش کردیم. درست است که دست من نسبت به تایپیست کند بود و زمان می برد اما برایم خوش می گذشت. چون با سطر سطر پایان نامه ی ارشدم "زندگی" می کردم. هی این جمله یا پاراگراف را خودم جابجا کرده و آخر در جای اصلیش قرار دداده بودم. خودم مو به مو به تک تک واژه هایش آشنا بودم. همه اش کار خودم بود نه یک تایپیست که با پایان نامه ی من "زندگی" کند و آخر کار یک پایان نامه ی آماده تحویلم دهد و بنده مجبور شوم چندین و چند بار از رویش بخوانم تا بفهمم چه چیز در کجا قرار دارد. نمی دانم باورتان می شود یا نه!؟ حتی یک جاهایی را با شماره ی صفحه اش بلد بودم که فلان مطلب در صفحه ی x قرار دارد سمت راست یا چپ، بالا یا پایین صفحه. البته عرض کردم این نظر شخصی بنده است در باب پایان نامه، یک وقت حمل بر نسخه پیچی برای جمع نشود! 

کوتاه سخن اینکه: آن کسی مجبور است برای کارهای ویزا و مهاجرت و ... وکیل بگیرد که یا اندک دانش زبانی هم نداشته باشد یا به قدری سرش شلوغ باشد که فرصت پیگیری این مسیر زمان­بَر اخذ اقامت یا ویزا را نداشته باشد. اگر شما جزو این دسته ها نیستید توصیه ی بنده این است که خودتان دنبال کارهایتان باشید. ضرر نخواهید کرد. قطعاً امور اینچنین حساسی که ممکن است با یک اشتباه خیلی کوچک تمام پرونده تان بسته شود نیاز به صبر و شکیبایی بیش از حد و میدان را خالی نکردن و ایستادگی و پیگیری مستمر و دقت و ریزبینی فوق العاده دارد که من همه ی اینها را یکجا برایتان آرزو می کنم آن هم نه فقط در این فقره که در همه ی شئون زندگی تان. 

کلاس های دیگر مهاجرتی در حد اطلاعات بنده عبارتند از:

Provincial Nominees Program  که به PNP معروف است و برنامه ی سرمایه گذاری که این آخری را نمی دانم بسته اند یا همچنان فعال است و یکی دیگر هم مخصوص استان کبک است که از قوانینش اطلاعی ندارم. این PNP مخصوص آنهایی است که در کانادا تحصیلات دانشگاهی داشته اند و درسشان تمام شده است. یعنی بعد از فارغ التحصیلی از یک دانشگاه کانادایی می توانید از طریق این کلاس اقدام به مهاجرت کنید. هزینه اش از آن کلاس کارگر ماهر که الآن بسته شده است بیشتر بود اما مدارکی که می خواست کمتر. برای کلاس کارگر ماهر یا skilled worker نفری 550 دلار کانادا بود و برای این نفری حدود 1500 دلار کانادا. علامت اختصاری دلار کانادا هم این است CDN یعنی Canadian Dollar. یه وقت یک جایی دیدید بدانید که منظور دلار کاناداست. سرمایه گذاری هم برای خودش داستانی داشت که از بودجه ی خیلی ها به دور است چنین پول هایی! قبلاًتر ها حدود 150 هزار دلار کانادا می خواستند، این اواخر شد 180 هزار دلار و الآن باز است یا بسته یا اگر باز است هزینه اش چقدر است من بی اطلاعم. سوال

فکر می کنم در همین حد برای مطلب مهاجرت کافی باشد. اگر در سؤالات شما دوستان موردی بود که از قلم بنده جا مانده باشد حتماً توضیحات لازم را در حد اطلاعات اندک خودم خواهم داد. لبخند

اگر اطلاعات بیشتری در این زمینه نیاز داشته باشید می توانید به سایتwww.iranto.com مراجعه بفرمایید که لینکش هم در بخش لینک دوستان با نام "اولین سایت خبری فارسی در کانادا" موجود است.

در پناه حق پایدار باشید و برقرار... بای بای

طاعات و عباداتتان هم قبول درگاه حق باشد به حق این روزهای عزیز! که بی شک هر روزی عزیز است اگر بصیرت داشته باشیم. لبخندخیال باطل


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو