سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥
نظرات

سلام دوستان خوبم

حالتان چطور است؟ شما به طرز خندوانه گونه ای بگویید "عالی" لبخند

ما هم خوب هستیم شکر خدا... زندگی جریان دارد و رفت ها و آمد ها و کارها و درس ها و ... خیال باطل

حرف که زیاد است برای گفتن و شنودن اما وقت... دریغ از وقت... اوه گاهی فکر می کنم روزی که آمدم نوشتم "به لطف خدا دفاع کردم تمام شد" اگر پس از آن، روزی یک مطلب اینجا نگذارم تیکه بزرگه ام گوشم است نه؟! نیشخند نگران نیستم البته! آن موقع هم دغدغه های دیگری ایجاد می شود که خودم را توجیه کنم نیشخندخنده

شوخی کردم جدی نگیرید. به هر حال، گرفتاری های الآنم واقعاً زیاد است. استاد راهنمایم خوب از آب درآمده (تا به اینجا البته) اگر فعالیتم خوب نباشد شاید کم کم شروع کند به عصبانی شدن و این اتفاق خوبی نخواهد بود قطعاً. ناراحتقهر

تا کار به آنجا کشیده نشده باید این تز را نوشت و تحویل داد... وقت تمامکلافه راستش را بخواهید خودم هم کلافه هستم و هر از گاهی این کلافگی به صورت های مختلف سردرد، خستگی مفرط، اضطراب و ... بروز پیدا می کند و یک جورهایی از امور روزمره هم گهگاهی باز می مانم. استرسوقت تمامناراحت

امروز روز اول محرم بود و از پارسال بنا بر این شده است که دهه ی اول محرم را به میزبانی چند نفر از دوستان دور هم جمع شویم و یک چیزهایی جدیدی از این ایام بشنویم و بیاموزیم که آموختنی زیاد دارد اگر به هوش باشیم! خیال باطل

به هر حال، چون جمع بیشتر دانشجویی است و اهل تحقیق و پژوهش، به همین جهت، فضا می طلبد که بحث هایی بر سر داستان امام حسین و هدف و راه و پیغامش بکنیم و توشه ای برای خود برگیریم. پارسال ده شب سخنرانی ها پیرامون امر به معروف و نهی از منکر بود. سخنرانی هم که می گویم منظورم این نیست که روحانی ای بیاید مثل ایران و صحبت کند نه خیر. سخنرانی ها را بین بچه های جمع تقسیم میکنند یا یک بنده ی خدایی که اطلاعاتش بهتر است می آید و یکسری سخنرانی ها درباره ی قضیه ی عاشورا را خلاصه می کند و می گوید و پرسش و پاسخی هم باشد مطرح می شود و ...

این بحث ها به این شکلش خیلی مفید است و آدم را از آن داستان همیشگی و البته تحریف شدهی "تشنگی" سیدالشّهدا دور می کند و به واقعیت تاریخی اجتماعی آن زمان و هدف اصلی امام حسین از این نوع قیام آگاه می سازد. امسال که شب اولش همین چند ساعت پیش تمام شد بحث جدیدی و نگاه جدیدی در باب نهضت عاشورا عنوان شده است که به نظرم جالب توجه آمد که شبهای دیگر هم بروم ببینم به کجا می رسد... خیال باطللبخند

با بحث دینی قضیه کاری ندارم که به مزاق بعضی ها خوش بیاید یا نیاید. اینکه یک چنین شخصیتی چکار کرده که اینهمه تأثیر گذار شده در نهضت های آزادی بخش دیگر برایم جالب است و اینکه به هر حال ما که ادعای شناخت نزدیکتر و دقیق تر از ایشان داریم چرا نباید به کُنه مطلب پی ببریم!؟ اگر به اصل پیغام عاشورا که زیر یوغ ظالم نرفتن و توانایی "نه" گفتن به ظلم و ظالم است حتی در صورت به قیمت جان خودت و عزیزترین هایت تمام شدن، پی نبریم و این راه را ادامه ندهیم صدها سال هم برای حسین اشک بریزیم ارزشی نخواهد داشت و گره گشا نخواهد بود. شک نکنید در این فقره! 

با کسی شوخی نداریم که! حبّ علی و حسین و ... که پشتش تأثیر پذیری ای از زندگی این شخصیت ها نباشد به چه درد دین و دنیا و آخرت من می خورد؟! حالا برو هی سینه بزن زنجیر بزن که من عاشق حسینم! راه حسین را رفتن کجا و بیهوده حسین را دوست داشتن کجا!؟ 

تفاوت از زمین تا آسمان است...

می گویم همین طوری ادامه دهم از من یک خانم جلسه ای ای چیزی در می آید ها نه؟! نیشخند

از شوخی گذشته، اینها را اول به خودم می گویم و برای خودم می نویسم تا همیشه بخوانم و بارها بخوانمش که مبادا راه و بیراه را اشتباهی طی کنم! متفکر

(این را هم داخل پرانتز از نظر بگذرانید که مدام دارم می زنم روی پیش نویس که مبادا خاطرات پرش های چند باره ی مطالب گذشته تکرار شود و خاطرم را مکدّر سازد... نیشخند)

یک تجربه ی خوب هم که برای خودم جالب بود با شما به اشتراک می گذارم که اگر شما هم دوست داشتید بر دانش خود بیافزایید این کار را انجام دهید:

از همین پارسال یا دو سال پیش بود که به فکرم خطور کرد (و مایه ی تأسف است که چرا اینقدر دیر به این فکر افتادمناراحت) که دست کم ایام محرم بیایم یک کتاب ارزشمند درباره ی نهضت عاشورا بخوانم. در اینترنت یک جستجویی کردم که ببینم چه کسانی و چه کتابهایی در این باره نوشته اند و کدام کتاب ها ارزش خواندن دارند. یک کتابی که اکنون عنوانش را فراموش کرده ام پیدا کردم که دیدم گویا خیلی موثق تر و بینش خاص تری به این قضیه داشته است چند جلدی هم بود اما به صورت آنلاین در دسترس نبود و من از این راه دور امکان تهیه ی کتاب را نداشتم. اسمش را در یک به روز رسانی دیگر همین جا قرار می دهم.

کتاب دیگر "قیام حسین (ع)" نوشته علامه سید جعفر شهیدی بود که قشنگ هم بود. خواندم تمام شد.

کتاب دیگر "حسین وارث آدم" از دکتر علی شریعتی بود که متأسفانه نیمه خواندمش و باید ادامه دهم.

و به همین ترتیب قصد دارم اینگونه اطلاعاتم را در این زمینه نیز بالا ببرم. همه اش که درس خواندن و دکترا گرفتن نیست که. ما که ادعای تحصیلکردگی می کنیم یا دست کم دیگران ما را با این چشم نگاه می کنند بر سر باورها و اندیشه ها و اعتقاداتمان بیشتر مورد سؤال قرار خواهیم گرفت تا آن بندگان خدایی که سوادی برای تحقیق و پژوهش ندارند. درست است؟

اما یک چیز را هم بگویم و زحمت را کم کنم:

اصل بر انسانیت است بر اخلاق. ارزشهای انسانی و اخلاقی نیز مجموعه ی بزرگتری است که دین را نیز در خود جا داده است یعنی دین آمده همان ارزشها را دوباره به یاد ما بیاورد. همان آموزه های اخلاقی و انسانی را. فرمایش زیبای امام حسین (ع) هم در همین راستا بوده است که رو به سپاه یزید فرمودند:

اگر دین ندارید لااقل در دنیایتان آزادمرد باشید.

از سایت استاد بهاءالدین خرمشاهی هم همین را به نظم دیدم که برایتان می گذارم:

گر ندارد دین برایت اعتبار

زندگی کن لاجرم آزاده وار

در پناه خدا باشید تا اطلاع ثانوی... نیشخند


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو