ماجراهای تحصیل در کانادا
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
درباره وبلاگ
دانشجو

سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

دانلود آهنگ جديد

سلام دوستان. این متن را دوشنبه شب نوشتم اما به قدری خسته بودم فرصت نشد ویرایشش کنم و همان شب بفرستم. نشستیم در حال رفع خستگی، سریال «شهرزاد»* را دیدیم و بعد هم خوابیدم. این همان پیش نوشته است که تقدیمتان می گردد:

سلام دوستان

خوب هستید؟ باورتان می شود از عصر تا الآن که ساعت ۱۰:۳۲دوشنبه شب است تازه الآن نشسته ام؟ اوه مگر کار خانه تمامی دارد؟ نه خیر، ندارد! اوهقهر

حالا فکر نکنید من که یک خانم هستم این را می گویم همسرم هم بر این باور است که کار خانه تمامی ندارد! 

پیغام اخلاقی این فقره این است که: ای آقایانِ فرزند، برادر، همسر، پدر! لطفاً مادرانتان، خواهرانتان، همسرانتان و دخترانتان را دریابید! ای کاش روزی برسد که این فکر که خانم های خانه دار چه خوش به حالشان است می نشینند خانه و فقط پول خرج می کنند تغییر کند! واقعاً به این شکلی که شما قضیه را می بینید نیست. کار خانه تمامی ندارد. خوش به حال شما آقایان که بیرون از منزل کار می کنید و وقتی ساعت کاریتان تمام می شود دیگر تا روز بعد کارتان تمام شده است. برای کسی که در خانه زحمت می کشد چه زن چه مرد** کار خانه هرگز تمامی ندارد. به همین خاطر است که باید خانم خانه را دریابید. اوه

هنوز کمرم ذُق ذُق می کند از درد سر پا ایستادن و در آشپزخانه ماندن!اوه روزی که خرید مواد غذایی داریم همین طوری است دیگر! دقیقاً دو روز درگیرش هستم تا تمام شود. امروز روز دوم بود و به حول و قوه ی الهی تمام شد. اووووووه! اوه البته این بدین معنا نیست که همسرم کمک نمی کنند. اتفاقاً برعکس! ما که از ایشان راضی هستیم خدا از ایشان راضی باشد. لبخندخیال باطل

و اما بی مقدمه بروم سر دو واژه ی «کاندید» و «کاندیدا».

خب، این دو واژه هم مثل «بورس و بورسیه» فرانسوی الأصل هستند. دوره ی لیسانس اساتید ما تأکید داشتند: «شماها که یک واژه را که در زبان ما جا افتاده و از آن به وفور استفاده می شود می شناسید و می دانید ریشه اش فرانسوی است نباید مثل دیگر مردم که واژه را با توجه به حنجره ی خودشان از لحاظ آوایی تغییرش داده اند تلفظ کنید. شماها باید واژه را با تلفظ اصل فرانسویش ادا کنید». مثلاً واژه ی لوستِر که درواقع لوستر است به سکونِ سین و ت و ر. اما چون حنجره ی فارس زبان تلفظ سه حرف ساکن در کنار هم برایش دشوار است یک کسره به سین داده اند تا راحت تر ادا شود.

بگذریم.

«کاندید» در فرانسه یعنی «ساده لوح». بقیه اش را فکر کنم خواندید خودتان ... نیشخند

آقای فلانی کاندید ریاست جمهوری شدند نیشخند

کاندیدهای مجلس شورای اسلامینیشخند

فلانی کاندید دریافت جایزه ی اسکار شدنیشخند

شما نمی خواهید برای مجلس شورای اسلامی کاندید شوید؟ نیشخند

و قس علی هذا...متفکر

خب، به جای همه ی این «کاندید» ها همان معنی اش را بگذارید و از نو بخوانید: «ساده لوح»... چه بی معنا!!! نه؟ متفکر

«کاندیدا» در زبان فرانسه یعنی «نامزد» ، «داوطلب»

خب، خواهر من! برادر من! یا از واژه ای که معادل فارسی دارد استفاده کنید و به راحتی بگویید «نامزد» ریاست جمهوری، نامزد فلان سمت، یا اگر واژه ی به عاریت گرفته شده ی بیگانه را استفاده می کنید آگاهانه استفاده کنید! آدم وقتی از یک واژه ای که از معنی اش سر در نمی آورد استفاده کند می شود مایه ی خنده و مضحکه ی مردم! متفکر

راحتتان کنم: اصلاً در زبان فارسی بین دو واژه ی «کاندیدا» و «کاندید» ما تقریباً می توانم به جرأت بگویم که هیچ استفاده ای از واژه ی «کاندید» به معنای «ساده لوح» نمی کنیم. فقط ولتر نویسنده ی قرن ۱۸ فرانسوی یک کتاب به نام «کاندید» دارد که یک شخصیتی هست در رمانش به همین نام.

پس:

بهتر است این واژه ی «کاندید» را از ذهنتان حذف کنید تا اطلاع ثانوی از طرف اینجانب! نیشخند

و هر حرفی می خواهید بزنید با «کاندیدا» بزنید و جمله سازی کنید. لبخند

اما من به جای شما باشم همان واژه را هم که معادلش را در فارسی خودمان ساخته اند استفاده نمی کنم قهر و به راحتی می گویم «نامزد انتخاباتی» یا هر چیز دیگر.

 

یک دعای خوب خوب هم بکنم در حق همه مون:

خدایا! به همگی مان عزت نفس بده و شرافت و انسانیتمون رو زیاد کن! آمین...خیال باطلخیال باطلخیال باطل

در پناه حق باشید پایدار و برقرار... بای بای

* شهرزاد را البته «خریداری» می کنیم که ضربه ی مالی به تهیه کننده وارد نشود. شما هم لطفاً از همین راه خداپسندانه و درستش این سریال را ببینید نه از راه دانلود و ...! اگر ما حمایت نکنیم و تهیه کننده ورشکسته شود دیگر نه از این سریال های خوب ساخته می شود نه سینمای خانگی رشد می کند. و البته این کار همه جوره اش زشت و کریه المنظر است چه از لحاظ اخلاقی و انسانی اش چه دینی و شرعی اش چه عرفی اش چه اجتماعی اش چه اقتصادی اش. همین کارهای کوچک کوچک ۱۵۰۰ تومانی است که باعث می شود اخلاق حسنه در درون ما رشد کند و نسل بعد که متأثر از ما خواهد بود نسلی فرهیخته با خلق و خوی انسانی زیبا شکل بگیرد. لبخندخیال باطل

** هنوز هستند مردان نازنینی که در کار خانه دوشادوش همسرانشان شریک می شوند و معنای شریک زندگی بودن را فقط در خور و خواب مشترک نمی بینند! اینان موجودات نازنینی هستند که به قول همسرم: «نسلشان در حال انقراض است و از هر هزار سال یک موجود با این خصوصیات زاده و بزرگ می شود». نیشخند قدر همین نسلِ رو به انقراض را باید دانست. لبخند

 



موضوع مطلب : خاطرات / زندگی در کانادا / یک تجربه / قابل توجه شما خواننده بزرگوار

سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٦ :: ٤:۳۱ ‎ب.ظ
دانشجو