سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

سلام به همه آشناها و غریبه ها که خیلی هایشان یک زمانی

می شوند غریب آشنا! و گوی سبقت را از آشنا و نا آشنا می

ربایند...

:-)

توضیح اول اینکه بالاخره به لطف خدا پای من هم به یکی از

بهترین جاهای دنیا برای زندگی و تحصیل باز شد و دقیقاً 7 روز

است که آب کانادا می خورم (البته نوشابه اش را هنوز نخورده

ام :-) ) و هوای کانادا استشمام می کنم و با مردمش تعامل

دارم...

این تجربه ها در زندگی بسیااااااااااار مفیدند اینکه از لاک خودت،

از چهاردیواری ای که خودت را در آن محصور کرده ای بیرون

بیایی و هوای تازه « یک جای دیگر*» را نیز استشمام کنی و با

انسان هایی از فرهنگ و نژاد دیگر در ارتباط باشی.

در بخش های دیگر از انسانیت این انسانهایی که نه ادعای دین

دارند نه ادعای ایمان، اما آزاده هستند** برایتان خواهم نوشت

که ببینید چقـــــــــــــــدر زندگی در کنارشان راحت و بی

دغدغه است...!!!

ماجراهای این وبلاگ به بخش ویزا رسیده بود که در ادامه

توضیحات لازم می آید:


 اول از همه باید به سایت سفارت کانادا در تهران مراجعه کنید.

در google بزنید «سفارت کانادا در تهران» برایتان می آورد.***

بعد در قسمت visa and immigration اینکه چطوری می خواهید

بیایید کانادا نوشته شده مثلاً: study. راهنمای مربوط به تحصیل

را دانلود می کنید و فرمهای مربوطه را. نکته مهم اینکه: بعضی

از فرمها باید آنلاین پر شوند که وقتی کامل شد به شما

یک صفحه بارکد بدهد که اگر این صفحه نباشد سفارت

نقص پرونده اعلام می کند و کارتان عقب می افتد.

یک سری فرم دیگر هم هست که هر روز هر روز عوض می

شوند و من نمی توانم از الآن تجویز کنم که چه چیزهایی باید

آماده کنید. برای خود من در سال 1390 یا همان 2011 مدارکی

مثل فرم تقاضای ویزای تحصیلی یا study permit و فرم اطلاعات

تکمیلی متقاضی و فرم اطلاعات خانوادگی لازم بود که فکر می

کنم برای همه لازم است و نیز نامه پذیرشم از دانشگاه وسترن

و پرینت بانکی و شناسنامه و کپی برابر اصل پاسپورت و اصل

پاسپورت و ... مدرک تحصیلی که مدارکی که اصلشان به زبان

فارسی بود بایستی به انگلیسی یا فرانسه ترجمه می شد.

بقیه مدارک را هم الآن حضور ذهن ندارم اما در کل 13 مدرک

باید آماده می کردم تا درخواست ویزای کانادا کنم. در قسمت

راهنمای ویزای تحصیلی همه اینها توضیح داده شده و گفته

شده که اگر با DHL (پست پیشتاز جهانی) و یا با چند شرکت

پستی دیگر (که نامشان برده شده) مدارکتان را بفرستید پرونده

تان بلافاصله به جریان می افتد اما اگر بخواهید حضوری بیاورید

باید وقت قبلی بگیرید و این مسیر بررسی مدارکتان را طولانی

تر می کند. من خودم با DHL فرستادم و خیالم راحت شد چون

باید بعد از طی مدت ویزا مدام به سفارت سر می زدم و جلوی

در منتظر می ماندم تا اعلام کنند که ویزای من صادر شده یا نه.

اما وقتی مدت بررسی ویزا تمام شد (یا حتی زودتر) خود DHL

تلفن می کند که مدارکتان رسیده است. به ما نیز تلفن کردند

که بیایید و مدارکتان را ببرید. البته هزینه اش در ظاهر گرانتر

درمی آید آن هم به این خاطر که یکجا مثلا 31 هزار تومان برای

رفت و برگشت می پردازید اما در باطن می بینید عملاً گران هم

نیست. زمان شما که قرار است جلوی سفارت به هدر رود

بیشتر از اینها می ارزد و اگر در شهرستان ساکنید هزینه هر

رفت و آمد به تهران (سفارت کانادا) را نیز به آن همه وقت تلف

شده بیفزایید چون دقیقاً نمی دانید که کی برای گرفتن جواب

تقاضای ویزایتان به سفارت مراجعه کنید. زمان ویزای تحصیلی

برای ما از 8 هفته به 10 هفته ارتقاء یافت اما ویزای من در هفته

نهم با پست فرستاده شد. می بینید؟ همه چیز غیر قابل پیش

بینی است. پس کمی سر کیسه را شل کردن نیز بد نخواهد

بود :-)

نکته دیگر اینکه: خودتان را برای هر جوابی از سفارت آماده

کنید.  بخصوص جواب رد ویزا.  اصلا هیچگونه سرمایه گذاری

روحی نکنید، نه فقط در این مرحله بلکه در مراحل قبل تر که در

پست قبلی توضیح داده شد. منظورم مرحله پذیرش گرفتن از

دانشگاه است.

استاد عزیز بنده توصیه بسیار مفیدی به من نمودند که شایسته

است شما نیز آویزه گوشتان کنید:

سعی کنید تمامی راه های ممکن را امتحان کنید و به یک

جا اکتفا نکنید. مثلا دکترای ایران را هم شرکت کنید و در این

فاصله پذیرش یا ویزا، اگر قبول شدید و به مصاحبه هم دعوت

شدید حتما برای مصاحبه هم بروید. از دانشگاه های خارجی

هم اگر توانستید با چند دانشگاه در تماس باشید و مدارکتان را

بفرستید (البته زمانی که تمامی شرایط آنها اعم از بورس و

اعتبارش برای وزارت علوم ایران و ... را بررسی کرده اید). این

باعث می شود که زمان را ذخیره کنید و یکسال عمرتان سر یک

دانشگاه هدر نرود که اگر آن یک جا هم پذیرش نداد منتظر سال

بعدی باشید. در کل باید همه جا را در دست داشته باشید و

بخصوص برای دانشگاه های خارجی تا گرفتن ویزا باید همه را

دنبال کنید چون در صورت پذیرش و بورسیه شدن در یک یا چند

دانشگاه، باز اگر نتوانید ویزا را بگیرید تمام آن پذیرش ها و ... کأن

لم یکن تلقی می شود و به باد می رود.

این خیلی مهم است و امیدوارم شما هم به چنین نکته های

ظریفی توجه و دقت داشته باشید!

ویزایتان ممکن است دیر بیاید مثل من!!! و بهتر است تجربه

گران قیمت  من به معنای واقعی کلمه را شما تجربه نکنید!!!

من تازه کار بودم و تجربه ای در این زمینه نداشتم که از ماه ها

قبل بلیطم را رزرو کنم. یا حداقل همان روزی که ویزای من

رسید اقدام کنم. پس از اعلام نتیجه ویزا سرم یکدفعه شلوغ

شد و نمی دانم چه شد که هی امروز و فردا کردیم و حدود 10

روز یا کمتر از موعد سفر بلیط گرفتیم...

چه بلیطی!!!!

یک و نیم برابر هزینه بلیط یک مسافرت رفت و برگشت را برای

یک بلیط 1 طرفه رفت دادیم و باز هنوز نمی دانستم چکار کرده

ام تا اینکه در طی این 1 هفته اولی که در کانادا هستم از

دوستان و اطرافیان شنیدم که چقـــــــــــــــــدر گران قیمت

بوده این بلیط!!!

شما خودتان حساب کنید: دوستان من بلیط 2 طرفه می گیرند

با 1میلیون و 300 هزار تومان. آنوقت بنده بلیط 1 طرفه اش را

گرفتم 2 میلیون و 148 هزار تومان!!!!!!!! آن هم کی؟ زمانی

که دلار به قیمت آزاد 1250 بود! یعنی به دلار مرحوم آن زمان

می شد چیز حدود 1700 دلار کانادا!

الآن با قیمت دلار 2200 یا 2300 محاسبه کنید خودتان! تعجبتعجبتعجب

تفاوت از زمین تا آسمان است...

اگر فقط 452 هزار تومان دیگر هم روی این پول می گذاشتم می

شد 2 بار بروم ایران و برگردم کانادا!

در حالیکه من این مبلغ را برای یکبار کانادا رفتن خرج کردم!

بگذریم. به آنچه که گذشته نباید افسوس خورد:

لِکَی لا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم وَ لاتَفرَحُوا بِما آتیکم...

:-)

فقط بخاطر این عرض کردم که شماها حواستان جمع باشد و از

چنین اشتباهات فاحشی نکنید!

خب، ویزایتان را گرفتید؟

بلیطتان را چطور؟ به موقع خریدید؟ سفرتان به خیر و خوبی!

هدفتان یادتان نرود! نماینده خوب خدا و نماینده ایرانی اصیل و

نجیب بودن را می گویم. هدفتان را جزو وسایل و لوازم ضروری

سفر بگذارید البته مواظب اضافه بار هم باشید که اعصابتان را در

فرودگاه و دم دم های خداحافظی و پرواز خرد نکنند!

راستی!

دعای همه این است که خدا به همراهت!

نکند خدا را با خود نبرید! خدا را با تمامی اصولش به

همراه داشته باشید تا دعایی هم که برایتان می کنند به

دردتان بخورد.

یاحق!

*اشاره به ailleurs یا همان "جای دیگر"ی که شازده کوچولو در به در دنبالش بود...

**اشاره به فرمایش امام حسین (علیه السّلام) به کوفیان: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

*** الآن دیگر نمی آورد و اگر هم بیاورد می رود به سفارت کانادا در ترکیه، چون مدتیست سفارت کانادا در ایران می گویند نیمه تعطیل شده است اما عملاً تعطیل شده است! ( به روز شده در تاریخ 27 آگوست 2012، 6 شهریور 1391).

 


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو