با سلام
این روزها دچار کسالتی هستم که حس و حال نوشتن را از من سلب کرده است و نمی دانم تا کجا و کی ادامه خواهد یافت!؟
درباره اش هم صحبت نمی کنم، چون نمی خواهم شما را هم ناراحت کنم.
بگذریم...
دیروز دوشنبه 21 فوریه 2012 روز خانواده (Family Day) در کانادا بود و تعطیل رسمی. دوستان همیشه مهربان و همدم من که از همان روزهای آغازین ورودم به کانادا کم کم با جمعشان آشنا و به جمعشان پیوستم، از هفته گذشته برنامه ناهار را برای دوشنبه طرح ریزی کرده بودند و کارها انجام شده بود و همه چیز مهیا. اما من بخاطر همین اوضاع روحی و ناخوش احوالیم نمی خواستم به آنها بپیوندم. باز اما آنها به اصرار و برای اینکه از چنین حال و هوای در خود فرورفته ای دربیایم مرا به ضیافت بردند و از حق نگذریم کمی تا قسمتی اندوه مرا نه برطرف که برای ساعاتی از بین برد.
کلاً این هفته ای که در آن هستیم یعنی هفته 20 فوریه* تا آخرش هفته مطالعه ( Reading Week ) است و هیچ کلاس درسی برگزار نمی شود و بچه های undergraduate یعنی همان لیسانس ها خیلی هایشان و شاید همه شان!؟ به شهرهای خودشان رفته اند و دانشگاه سوت و کور است. آنکه مانده و همچنان سنگر علم و دانش را حفظ کرده است، همین دانشجویان بین المللی هستند که امکان یک هفته مسافرت به کشورشان مهیا نیست و ناگزیر از ماندن هستند.
عرض خاص دیگری ندارم، غرض اندکی مرور تقویم کانادایی بود که به لطف خدا حاصل شد.
خدا حافظتان باد!
*چون اینجا نخستین روز هفته از دوشنبه آغاز می شود، وقتی می خواهند از هفته خاصی صحبت کنند مانند همین مثال بالایی مثلاً می گویند: هفته 20 فوریه که از دوشنبه 20 فوریه آغاز و تا یک شنبه 26 فوریه ادامه می یابد. مسلماً در جریان هستید که جمعه های ما شنبه و یک شنبه است 