سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات

سلام اما بااااااااااااور کنید وقت ندارم. اوهوقت تمام

چند تا عکس می گذارم جهت تغییر حال و هوای خوانندگان

محترم.

طبیعت بهاری وسترن:

تصویر بالا را دقت بفرمایید! روی درختی که سمت راست تصویر

است، برچسبی وجود دارد که مشخصات درخت بر روی آن درج

شده است. ناگفته نماند که شاید بتوانم به جرأت بگویم که

تمامی درختان وسترن برچسبی دارند که نام درخت و سایر

مشخصات بر روی آنها درج شده است و بنده به شخصه درختی

ندیده ام که اطلاعاتش را ننوشته باشند.لبخند

این برگ پایین را همین دیروز دیدم. در لابلای اینهمه شادابی و

طراوت این تنها برگی بود که در برابر بادهای موسمی شدید این

سرزمین مقاومت کرده و تا اکنون از پای نفتاده است.

او* را بخاطر اینهمه اراده و استواری اش تحسین کردم و حین

نوشتن این سطور تنها این مطالب در ذهنم مرور شد که با شما

به اشتراکش می گذارم:

برگ درختان سبز در نظر هوشیار

هر ورقش دفتریست معرفت کردگار

این روزها به دلیل خستگی شدید ناشی از 8 ماه کار بی وقفه

که قبلاً وصفش آمد، حس خوبی ندارم در کل، و افکار پریشان

خیلی به سراغم می آید اوه

شاید باید این برگ را می دیدم و عبرت می گرفتم که زود میدان

را خالی نکنم و جا نزنم.

به هر حال دیدار خوبی بود و دلم نیامد خاطره اش جاودانه نگردد.

به قدری این تک برگ نماد مقاومت را دوست داشتم که تصمیم

دارم هر روز سری به او بزنم تا اندکی باهم به گفت و گو

بنشینیم... اما ای کاش، چشم و گوش دلم باز بود که داستان

زندگیش را از زبان خودش می شنیدم خیال باطل

تصویر پایین یکی از درختان عجیب حیاط پشتی دانشکده ما را

نشان می دهد که ریشه هایش نیز به اندازه شاخه های یک

درخت تنومند رشد کرده و از زمین بیرون آمده است. عکس های

این درخت را در تاریخ 23 مارس گرفته ام یعنی سه روز پس از

نوروز ما. عکس ها از زوایای مختلف گرفته شده است.

فقط به نظاره بنشینید خلقت خدا را...

 

احساس می کردم ریشه حرف هایی در دلشان هست که آمده

اند به آدمیزادگان بگویند.

حقایقی شیرین یا تلخ از آن سوی خاک، شاید از آن دنیا!؟

خیال باطل خیال باطلخیال باطل

و این هم شاخه هایش. تو گویی درخت را نیزه باران کرده اند:

 

* اینکه برای توصیف تک برگ مذکور از ضمیر "او" به جای "آن" استفاده نمودم بی دلیل نبود:

مقاومت و ایستادگی آن برگ به قدری مرا شگفت زده کرده بود که احساس کردم خیلی شخصیت بزرگی دارد و نتوانستم در وصف او، به نباتش تشبیه کنم. یک اصطلاحی داریم در صنایع ادبی به نام personnification یعنی شخصیت دادن به چیزی غیر انسانی. ببینید یک برگ به چه مقامی می رسد که صفات والای انسانی را نیز می توان در وصفش بکار برد!!! حکایت این تک برگ و توصیفات من نیز جز این نبود.لبخند


 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو