سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!
 

Making MusiC


 
 
نویسنده : دانشجو
تاریخ : جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱
نظرات

سلام بر شما،

جهت تغییر حال و احوال دوستان، ادامه سفر هوایی سه هفته پیش!!!تعجبتعجبتعجب* بنده را از نظر بگذرانید:

فراموش نکنید که همراه اول، شما را به تماشای ادامه عکس ها دعوت می کند نیشخند

اون خط سفید ریز در دوردست** یکی دیگر از هواپیماهای ترکیش ایرلاین بود لبخند

این سفر از روی ابرها یک چیزی شبیه به رؤیاست که مسلماً خیلی ها تجربه اش را داشته اند. البته اینها هنوز ادامه عکس های ایران به استانبول است، به نظرم می رسد آن طرف (استانبول به تورونتو) زیبایی وصف ناپذیر تری داشت. تا نظر دوستان چه باشد...

در حال نزدیک شدن به فرودگاه استانبول بر فراز دریاچه "وان" یا... سوال {آقای رادمان*** کمکم کنید لطفاًیول}

جالبی این تصاویر برای خودم این بود که:

صندلی ایران-ترکیه ام در سمت چپ هواپیما بود و صندلی ترکیه-کانادایم سمت راست و در هر دو، سمت پنجره نشسته بودم و گرنه من و اینهمه عکس گرفتن هاااا؟ نامقدور می نمود لبخند. حال وقتی به عکس ها نگاه می کنم، از روی بال هواپیما متوجه می شوم که این مربوط به کدام بخش می شود. کوتاه سخن اینکه عکس های از اینجا به بعد، سفر دوم اینجانب را به تصویر می کشند لبخند

یک احساس یُدرَکُ وَ لایُنصَف لبخند:

همان احساس بالایی خیال باطل:

اگر آنها یُدرَکُ و َ لایُنصَف باشند، پس این پایینی را چه بگویم که نه در ارتفاع 6 هزار و هشتصد و اندی متری زمین فتوشاپ داشتم و نه ابزار گرافیکی و تنها من بودم و دیدگانی که اینهمه زیبایی را یکجا به نظاره نشسته بود؟...

در تصویر بالایی اصلاً نمی دانم چه اتفاقی افتاده بود!؟ بر فراز آسمانی بس فراخ، این خط افقی مرز کجا با کجا می توانست باشد!؟ متفکر گویا این وسط گرد غبارآلودی نیز بر حافظه آن لحظه من نشسته است که از هر آنچه آن بالا بالا ها اتفاق افتاده بود تنها همین منظره را به خاطر دارم و دیگر هیچ...

 

* در عجبم از این زمان که چطور می تواند خاطرات سفرت را برایت نگه داشته باشد اما با گامهای همچون سرعت نورش از تو عبور کند! متفکر

** دوردست ها آوایی ست که مرا می خواند... خیال باطل

*** یاری جستن از آقای رادمان به این دلیل است که ایشان جغرافیا خوانده اند و قطعاً می دانند دریاچه نزدیک استانبول کدام دریاچه است. البته به نظرم همان دریاچه وان بود. تا نظر علمی ایشان چه باشد... لبخند

 


برچسب‌ها: خاطرات, یک تجربه
 
 
سلام. نویسنده این وبلاگ سعیش بر آن بوده است که تجربیات، اتفاقات و ماجراهای آموزنده و مفیدی را که در این مسیر تحصیل در خارج از کشور (کانادا) با آنها مواجه گشته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید مفید فایده واقع گردد. إن شاءالله... آمین!

دانشجو