نکاتی در باب انواع ویزا

این یعنی چه؟ multiples یعنی اینکه شما می توانید به کرّات از

خاک کانادا خارج شده و دوباره وارد شوید.

Single یعنی اینکه شما تنها یک بار می توانید از خاک کانادا

خارج شوید که در این صورت می بایست دوباره برای ویزا اقدام

کنید که ماجرای مفصلش در پست قبلی آمد...!

پس می بینیم که multiples بهتر است و چون کاری از دستمان

برنمی آید که برویم و بگوییم ویزای ما را multiples بزنید

مجبوریم در این فقره فقط دعا کنیم که این اتفاق بیفتد...!

 

این را هم بگویم که خیلی از دانشجویانی که برای مثال ویزای

تحصیلی امریکا یا کانادا می گرفتند به دلیل اینکه ویزایشان

single بوده است می دیدی تا آخر مدت تحصیلشان نمی

توانستند به ایران برگردند چون در این صورت دوباره از اول باید

برای ویزا اقدام می کردند.

اینکه ویزای شما را چند ساله می دهند هم مهم است. من در

کانادا و از طریق دوستان به مطلبی پی بردم که بهتر است شما

هم بدانید:

گویا سفارت به اعتبار پاسپورت شما نگاه می کند و مدت ویزا را

دقیقا تا زمان انقضای پاسپورت شما می زند. البته این می تواند

عمومیت نداشته باشد اما برای دوستان ما همین اتفاق افتاده

است. مثلا پاسپورت من 2 سال اعتبار دارد، ویزای مرا هم 2

ساله زده اند. برای یکی از دوستانمان نیز که اعتبار پاسپورتش

1ساله یا کمتر بوده تا همان روز انقضای پاسپورت ویزا صادر

شده است.

پس: بهتر است تاریخ انقضای پاسپورتتان را چک کنید و مثلا اگر

کمتر از 1 سال از اعتبارش مانده است بروید بپرسید که می

شود تقاضای پاسپورت جدید کرد یا نه. به نظرم بهتر است به

مسؤول صدور گذرنامه توضیح دهید که می خواهید ویزای

تحصیلی بگیرید و این پاسپورت به دردتان نمی خورد. البته گویا

سال های گذشته ویزای با مدت کمتر هم صادر می شده است

که (باز) گویا ربطی به اعتبار پاسپورت هم نداشته است. اینکه

می گویم «گویا» به این دلیل است که اینها را از شواهد و قراین

موجود متوجه شده ام و از صحت و سقمشان آگاه نیستم.

 

راستش را بخواهید من می گویم اگر قرار است کارمان درست

شود بهتر است تمام و کمال درست شود نه نصفه که اولش

ذوق کنیم که ویزا را گرفتیم بعد ببینیم همین ویزای نصفه و نیمه

دردسرساز شده است. در زندگی هم همین طور است: بهتر

است کاری را که نمی توانم یا نمی خواهم به نحو احسن (و نه

مطلوب) انجام دهم از اول شروعش نکنم. گربه شور کردن کارها

فایده ای ندارد و زحمت نفر بعدی ما که قرار است عهده دار آن

کار شود بیشتر و سنگین تر می شود.

از خدا بخواهیم قبل از اینکه به مقامی** برسیم یا نعمتی به ما

عطا کند، لیاقت و شایستگی آنها را به ما ارزانی دارد تا بدانیم

در آن موقعیت جدید چگونه باید باشیم و عمل کنیم.

 

 

*در پست اول توضیحش آمد و در این صفحه لینک وبلاگشان موجود

است: « خاطرات تحصیل در کانادا».

**منظور از مقام میز و ریاست نیست. منظور موقعیتی است که به بنده

ای اعطا می شود (آن هم در اصل ماجرا نه از طرف بنده دیگر که از

جانب خدا) و دیگران آن موقعیت را ندارند، جایگاهی که می شود با آن

دست کس دیگری را هم گرفت. مثال: در شهر دیگری مسکن و امکانات

داشته باشی و از غریبی از آشناها یا دوستان حمایت روحی کنی.

البته نباید به دنبال ثواب این کار بود. اما می دانید دیگر نمی شود ثواب

این کار نیک را جمع کرد؟ :-) ناگفته نماند که شرایط هم باید اجازه چنین

کارهایی را بدهد و این خیلی مهم است.

 

یاحق!

/ 0 نظر / 46 بازدید