همه چیز در باب مسائل آموزشی 5

همانطور که عرض کردم روش استادم خاص بود و البته جدی و کوتاه نیا!

ایشان چون خودشان نیز تا مدتی در فرانسه تحصیل کرده بودند روش تحقیق آنها را به خوبی می شناختند و خودشان نیز به همان گونه عمل می کردند و از دانشجویان تحت راهنمایی شان نیز همان را انتظار داشتند. بنابراین، به جای اینکه از هر منبعی هر چیزی را عیناً نقل قول کنیم و ذکر مأخذ دهیم، از ما می خواستند که آن قسمت از متن کتاب نویسنده را که می خواهیم نقل قول کنیم در بیشتر مواقع به زبان ساده ی خودمان خلاصه کنیم و به جای نقل قول مستقیم آن حرف ها را به زبان خودمان بنویسیم و به این صورت ارجاع دهیم که "ن.ک" یعنی نگاه کنید به فلان منبع. این کار از کپی paste کردن همه ی کتاب ها جلوگیری می کرد و به پایان نامه رنگ و بوی کاری را می داد که خودت انجام داده بودی و بر سرش زحمت کشیده بودی. البته نه اینکه تمام نقل قول ها و ارجاعات را به این صورت بنویسید. نه خیر! گاهی هم بهتر بود عین جمله یا نوشته ی نویسنده بیاید و ارجاع مستقیم داده شود. بقیه ی دانشجویان استاد را نمی دانم!؟ اما ینده به شخصه سعی کردم توصیه های استادم را اجرا کنم و همین روش را در پایان نامه ام اعمال کردم و نتیجه ی این دستورالعمل ارزنده ی استاد راهنمایم روز دفاع از پایان نامه ام جواب داد لبخند :

پس از صحبت های استاد راهنمایم درباره ی پایان نامه ی بنده، استاد مشاورم که رییس دانشکده هم بودند و ذکر خیرشان نیز پیش از این رفته بود (ر.ج. مطلب "چطور آمدم کانادا" زمانی که ایشان همکاری کردند و مدارکم را داخل پاکت دانشگاه گذاشتند و مهر کردند برای ارسال به وسترن) درباره ی پایان نامه ام گفتند: « من وقتی این پایان نامه را خواندم تنها چیزی که دیدم روح ایشان (بنده) بود که در تک تک سطور این پایان نامه مشهود بود. معلوم است که ایشان واقعاً برای نگارش این رساله زحمت کشیده اند و هر چه نوشته اند کار خودشان است». متفکر و آنجا بود که من فهمیدم اینطوری هم نیست که کسی نفهمد کدام کار کپی از دیگران است کدام کار اصل! منظورم این است که مردم می فهمند. متفکر

این حکایت پایان نامه را به این دلیل عرض کردم که به اینجا برسم:

وقتی آمدم کانادا، تازه فهمیدم چقدر روش استادم این طرف آب جواب می دهد! و البته و صد البته غیر از این از دانشجو انتظار ندارند! و شاید در مخیّله شان نیز آن همه روش عجیب و غریبی که در کشور ما رواج دارد نمی گنجد! متفکر باور کنید! اینان از دانشجو انتظار دارند که کار کار خودش باشد. کپی paste دیگر چه صیغه ای ست؟! قهر و به همین خاطر است که قانون کپی رایت هم به شدّت و حدّت در این ممالک اجرا می شود. ناگفته نماند که ایران تا آنجا که من می دانم هنوز به قانون کپی رایت نپیوسته است و دلیل اینهمه کتاب اُفسِت شده هم که می بینیم همین است! :/ ناراحت

تازه بنده که آن روش تحقیق را آموخته بودم مثل همه ی هم دوره ای هایم و شاید هم نسل هایم متفکر به دلیل عدم تمرین کافی از دوران کودکی، در انشاء نویسی مشکلی حاد داشتم به طوریکه اصلاً نه فهمیدم تعطیلات کریسمس سال اول و دوم یعنی چه!؟ کلافهوقت تمام مناسبت های دیگری که در کانادا بود یعنی چه!؟ کلافهوقت تمام چرا؟ چون همه اش پای کامپیوترم بودم و داشتم به سختی جان کندن تلاش می کردم از دروس ترم نمره بگیرم! وقت تماماوهاسترس آن وقت هم کلاسی های خارجی من (کانادایی، فرانسوی، اسپانیایی، رومانیایی و حتی افریقایی) کَکشان هم نمی گزید که عزا بگیرند برای کارهای پایان ترم. ناراحت و چقدر تفاوت احساس می کردم بین خودم و آنان در این فقره! ناراحت  و چقدر سرخورده می شدم از این لحاظ! ناراحت  و چقدر حسرت می خوردم به تمام آنچه که در این فقره ی انشاء نویسی و ذهن دکارتی داشتن و از این صحبت ها از اوان کودکی بر من و هم سن و سال ها و در سطح کلان بر هم نسل هایم عارض شده بود... خیال باطل و چقدر حسرت کشیدن بد است... و چقدر حس بدی به آدم دست می دهد... ناراحتناراحتناراحت   

و از آنجا بود که آرزویی در دل من شکوفه زد که: ای کاش! می توانستم پس از اتمام تحصیلاتم بیایم و گوشه ای از این بار گرانی را که معلمانمان خیلی ارزان به دوش که نه، روی زمین کشیدند و لهش کردند تا اینگونه به مقصد برسد یا اصلاً نرسد!!! عصبانی به درستی به دوش می کشیدم. البته نه به درستی که ادعای "درستی" کردن خودش گزافه گویی است! بهتر است بگویم "شاید" به درستی! فقط این را می دانم که هر چه باشد آموزه های من خیلی خیلی بهتر از آنچه که به ما آموخته بودند خواهد بود. در این فقره شکی به دل راه نمی دهم. به هر حال، من نیز در چنین سیستمی آموزش دیده ام و به دلیل تجربه ی یک نوع سیستم آموزشی کاملاً متفاوت، به احتمال زیاد خواهم توانست کاستی های سیستم آموزشی خودمان را به خوبی لمس کنم. اما چه کنم که همیشه فقط گفته اند: آرزو بر جوانان عیب نیست. کسی نگفته است: آرزوی جوانان برآورده "نیز" می شود! خیال باطل

بحث انشاء نویسی و مشکلات پیش آمد کرده بر من و شاید خیلی های دیگر را همین جا به اتمام می رسانم. امیدوارم حق مطلبش ادا شده باشد! لبخند

 

در فرصتی دیگر، از زاویه ای دیگر مطلب "همه چیز در باب مسائل آموزشی" را ادامه خواهم داد... لبخندخیال باطل

 

حق یارتان! بای بای

/ 8 نظر / 16 بازدید
عباس

سلام خسته نباشید امیدوارم هر جا هستین خوب و سلامت باشید اولین برداشت من از حرفاتون این بود که زودی برم انشاء نویسیمرو خوب کنم تا در آینده اشتباهی و دردسری رو به جون نخرم راستی من که الان کارشناسی هستم و ترم دوم، نظر شما در مورد مقاله نویسی چیه؟ میگن که برای اپلای هم بعدا کمکتون میکنه من حتی در مورد رشته ام هم خیلی خوب اطلاع ندارم(عمران) هی داخل چه بل بشویی زندگی میکنیم ما اما الحق استاد مشاور و راهنمای خوبی داشتین ما حتی اگه به حرفشون گوش هم کنیم میگن چرا گوش کردین نمونش همین هفته قبل بود آخه استاد من تو خود درگیری داری من باید جورش رو بکشم نمیدونم والا از شما بخاطر اطلاعات قشنگتون هم ممنونم

عباس

خوبه پس من خوشحالم که یه نفر مثل شما بهم گفت که برم مقاله بخونم فقط نمیدونم چی باید بخونم و چطور شروع کنم از استادم هم پرسیدم گفت برو فعلا انگلیسی بخون فارسی بدرد نمیخوره یه طوری فکر میکنم نمیتونن خیلی کمکم کنن شما باشین مقاله رو از کجا گیر میارین و اصلا چطور شروع میکنید کار رو ؟ بخاطر راهنمایی قبلتون هم خیلی خیلی خیلی ممنونم همیشه موفق باشین

نازلی

چه جالب وقتی پستتون را خوندم چند تا سوال تو ذهنم بود که دو سه تاش رو آقای عباس پرسیدند و شما هم که مثل همیشه خوب جواب داده بودید دستتون درد نکنه اما چند سوال هنوز تو ذهنم هست که مزاحمتون میشم[خجالت] اگه من بخوام مقاله ای بنویسم باید حتما منتظر باشم که یک کنگره یا همچین چیزی برگزار بشه و موضوعاتی رو اعلام بکنه و من هم در مورد یکی از اون موضوعات مقاله ام رو بنویسم؟و منتظر بشم که مقاله ام قبول میشه یا نه؟یا میشه که موضوعی رو خودم انتخاب کنم و بنویسم و به یکی از اساتیدم نشون بدم و در صورت خوب بودن تایید بکنن و من موقعی که خواستم پذیرش بگیرم این مقاله رو هم نشون بدم؟ و اینکه چطور بفهمم که چه موضوعاتی قبلا برای مقاله نویسی انتخاب شده تا من موضوع جدیدی رو انتخاب کنم؟چون فکر کنم تکراری بودن موضوع زیاد جالب نباشه

نازلی

ممنون از پاسختون راستی لازم به ذکره که وبلاگ شما هم نقش مهمی در فکر نوشتن مقاله داشته پس واقعا ازتون ممنونم و به نظرم مهم نیست که شما تو دوره لیسانس به فکر مقاله نویسی نبودید مهم اینه که الان در موقعیتی هستید که بیشتر دانشجوها حسرتش رو میخورن عین من[رویا] فقط الان یه سوال برام پیش اومده اونم اینه که چه شرایطی برای فرستادن مقاله برای چاپ در مجله معتبر هست؟

مهدی

عرض سلام و ادب[نیشخند] من اولا یک معذرت خواهی بکنم، که طی این دو سه پست اخیر سرکار علیّه، اثری از بنده ذیل نظرات مشهود نیست، [چشمک] اما دلیلش ام این هست که چند بار نظر گذاشتم اما هیچ خبری از نمایشش نشد، کما اینکه حتی اون کادر کذایی نظر شما بعد از تایید به نمایش الخ، هم نیامد البته[متفکر] علی ایّ حال، مقصود از ارسال نظر این بود که بدانید و آگاه باشید که ما هماره خواننده وبلاگ مستطابتان بوده ، هستیم و خواهیم بود، به شرط حیات البته، باقی بقایتان[خداحافظ]

amir

سلام ممنون از وبلاگتون من خرداد دفاع میکنم از پایان نامه و میخوام واسه ترم fall پذیرش بگیرم میخواستم ببینم الان میشه با گرفتن ریز نمرات از دانشگاه پذیرش گرفت؟ ( ارشد راه و ترابری - علوم تحقیقات ) ممنون میشم اگه ایمیلتونو داشته باشم تا در تماس باشیم

سبا

مرسی از وبلاگ خوبتون.گمتون کرده بودم شش ماهی .بالاخره یافتیدمتون[نیشخند] یه سوال.برای تغییر رشته مثل ادبیات عربی به روانشناسی چه جوری استادی که recommendati بده گیر بیاریم برا فوق ؟.با شرایطی مثل معدل بالا و دانشگاه خوب و نمره مناسب تافل و GRE و کلی علاقه و البته متولد کانادا بودن و یافتن یه استاد خوب تو وسترن که حمایتت کنه جای امید هست؟البته همیشه هست .این استادو الان من رزومشو‌ دیدم .استاد باشعوری به نظر میاد.دیدید استادا فقط زمینه تحقیقو می گن.این استاده اومده از همه استاداش تشکر کرده بعد از دانشجو های خوبش نام برده که به جایی رسیدن .بعد کلی دانشجو های جدیدم هم تحویل گرفته.تازه پروفسورم هست.شما دانشجوی روانشناسی در وسترن می شناسید چندتا سوال بپرسم ازش؟

سبا

مرسی از پاسخ