این روزهایی که بعداً تر ها حتی ناخواسته جزو خاطرات نه چندان خوشایندم خواهند شد!

سلام بر همه شما دوستان منتظر اوه

بله، اوضاعم خاصّ است، نمی گویم قمر در عقرب یا ناجور! چون آنها را می دانید چگونه هستند! اما اوضاع مرا نمی دانید و البته کسی نمی تواند بداند، فقط شما نیستید! قهر

قرارمان با دو هم خانه ای دیگرم این بوده است که هر کداممان خواستیم از این خانه برویم به هر دلیلی که در مخیله مردمان می گنجد یا نمی گنجد بایستی دو ماه قبل تر خبر بدهیم که آن بینوایی که می خواهد بماند تکلیفش را بداند و اگر قرار است هم خانه ای جدید بگیرد فرصت کافی داشته باشد و اگر می خواهد یک فکر دیگری به حال خود بکند باز هم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشته باشد نه اینکه مثل بنده یکهویی و کاملاً به صورت غیرمنتظره، غیر مترقبه و ناگهانی دستش را در حنا بگذارند و علی بماند و حوضش و دو هم خانه ایش یکهو به سرهای مبارکشان بزند که بنا به هر یک از آن دلایل در مخیله گنجیده و نگنجیده بروند! متفکر متفکر متفکر متفکر متفکر

باور بفرمایید 26 صفحه از آن 40 صفحه مذکور پروپوزال دکترا را نوشته بودم که دستم اینچنین در حنا گرفتار آمد و اوضاعم آن چنان خاصّ شد و شما مدام آمدید و رفتید و دریغ از خبری و اثری از این صفحات حتی در حد یک ویرگولِ به روز رسانی شده! اوه

گاهی فکر می کنم ای کاش من هم مثل همه آن دیگرانی که ککشان نمی گزد با که هم خانه ای بشوند اندکی آسان گیر بودم در این فقره و اینقدر به خودم نگرانی و اضطراب راه نمی دادم بابتش! اما فقط ای کاش... و دیگر هیچ! ناراحت

راستش را بخواهید نمی خواهم کسی را قضاوت کنم که چرا اینگونه کردند و اینگونه شد.

اما تجارب گرانی از این قضایا عایدم شد که حیفم آمد با شما به اشتراکشان نگذارم! گرچه شاید خیلی هایتان با من در حد صفر درصد هم موافق نباشید در این فقرات (جمع فقره بود گویا!؟ خیال باطل شاید هم یک چیزی مانند فقرا البته نه به ضمّ ف و فتح ق نیشخند).

تجربه اولم اینکه:

1. دیگر به هر کسی که 100% مطمئن بود اعتماد نخواهم کرد. ناراحت و درواقع، در این فقره به طرف مقابلم بیشتر بی اعتماد خواهم شد تا مطمئن! قهر

قضیه اش هم مربوط می شود به همان حکایت بالا که هر دو هم خانه ای قبلیم در حد 100% مطمئن بودند که یک سال دیگر در این خانه خواهند ماند و دو تا 100% به فاصله حدود یک ماه اعلام نماندن کردند! تعجب

2. دیگر از هر چه واژه از خانواده "هم خانه ای"، "هم اتاقی" است دوری خواهم جست تا آخرین قطره خونم! اوه قهر که هر چه طیّ این مدت سکوتم در این صفحات، بر سرم آمد از آن واژه "هم خانه ای" بر سرم آمد.

امیدوارم شما گرفتار چنین تجربه تلخی نشوید و البته هدف ترساندن شما ها نیست. دور از انصاف است که از هم اتاقی های نازنینی که در ایران داشتم یادی نکنم که علی رغم تمام مشکلاتی که در خوابگاه های آنچنانی داشتیم چقدر خاطرات به یاد ماندنی ماندگاری را برای همدیگر رقم زدند، تا آنجا که یکی از دلخوشی های هر از گاهیم بشود مرور عکس ها و فیلم های به جای مانده از آن روزگاران! خیال باطل

غرض از تصدیع اوقات گرامتان نیز این نبود که با این سخنان کمرنگ شدن حضورم در پشت این نوشته ها را توجیه کنم. نه خیر! اصلاً و ابداً. غرض این است که بدانید واقعاً یک سرشلوغی عجیب و غریبی* مرا به خود گرفتار و درگیر کرده است که هنوز هم تمامی ندارد و عن قریب است که این وسط سالی ناگزیز از کوچ به مکان دیگری شوم، گرچه اصلاً دلم به رفتن نیست ناراحت و هرگز نمی خواهم از مدیران ساختمان نازنینی که در این مکان دارم دور شوم حتی در حد کوچ به ساختمان همسایگی مان. قهر

امید که کار بدانجا ها نکشد! خیال باطل

عرض مختصری هم داشتم برای آن دسته از خوانندگان محترمی که در بخش نظرات سؤالاتی می پرسند که منتظر پاسخ بنده هستند و من نمی دانم چرا نظرات را خصوصی می کنند!؟ متفکر 

دوستان محترم! وقتی نظرات را خصوصی می کنید بنده نمی توانم پاسختان را بدهم و همانگونه که پیش تر از اینها آمد و بارها و بارها تکرار مکررات نموده ام از شما درخواست می کنم که منتظر پاسخ های بنده در ایمیل شخصی تان نباشید. اینجا محل تبادل نظرات است تا دیگران نیز از سؤال و جواب های انجام شده بهره مند گردند و بهتر آن است که:

1. نظراتتان را خصوصی نکنید.

2. در همین بخش نظرات پیغام ها و سؤال هایتان را مطرح

نمایید و همین جا نیز منتظر پاسخ بنده البته در حد اطلاعات

اندکم باشید.

 

با سپاس از حسن توجهتان!

در پناه حق باشید پایدار و برقرار... بای بای

 

*البته نه یکی که خیلی خیلی خیلی... ندانید بهتر است! ناراحت فقط اگر حضوری به شما دست داد مرا نیز از نظرتان بگذرانید لطفاً. خدا خیرتان دهاد! 

/ 21 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین

سلام.ممنون.اره.بعدا خوندم تعدادی از پست هاتون رو. جالبه و خیلی واضح اوضاع اونجا رو نشون میده. مخصوصا اون مطلبی که راجع به امبول زدن نوشته بودین. موفق و پیروز باشید.

مهدی

همیشه با تعداد نظرات متوجه سرزدن ها تون میشدم ، این بار با این موزیکی که تا دیشب نبود! انشالله با پستهای جدید متوجه سرزدن ها تون بشیم ! دی :

امیرحسین

سلام. یه سوال دیگه هم داشتم. من متاهلم. آیا میتونم با خانمم بیام اونجا زندگی کنم؟منظورم اینه که با توجه به فاندهایی که میدن امکان زندگی متاهلی هست؟دوستانم که از اونجا پذیرش گرفته اند میگن ماهی بین 1000 تا 2000 دلار میگیرن. به نظرتون آیا با توجه به مخارج اونجا با این حقوق ماهیانه میشه یه زندگی متاهلی اونجا داشت؟

Mahsa

سلام خیلی اتفاقی بلاگ شما رو پیدا کردم خیلی بلاگ مفیدیه راستش من می خوام برای دانشگاه وسترن انتاریو کانادا امسال اقدام کنم.مدارکم آمادس..معدل و رزومه کاریمم خوبه...فقط نمی دونم واسه بورس باید چطور اقدام کنم؟؟؟...یعنی اپلای که کردم و مدارکمو فرستادم دیگه نباید با هیچ استادی یا دپارتماانی واسه بورس تماس بگیرم و خودشون بررسی می کنن و مثلا موقع پذیرش می گن شما فاند دارین ؟ یا اینکه من باید حتما درخواست اسکولارشیپو بدم؟ راستش می خواستم به شما ایمیل بنم اما آدرس ایمیلتونو نداشتم.ممنون می شم جواب بدین [لبخند]

Mahsa

سلام ممنون که جواب دادین [بغل] راستش هنوز برای فاند مکاتبه نکردم...ولی همه پروسه اپلایم شروع شده...همه مدارکم آماده س...سر ریکام گیر کردم که تا هفته بعد آماده می شن(اگه خدا بخواد)...فکر کردم اول همه مدارک و اطلاعاتمو وارد کنم بعدا واسه فاند چونه بزنم [زبان]

Mahsa

راستی یادم رفتم بگم که منم دارم واسه دانشگاه وسترن انتاریو اقدام می کنم واسه رشته ویژوال آرتز [لبخند]

ندا

با سلام اولین وتنها ترین وبلاگ ایرانی "معایب و سختی های تحصیل در خارج از کشور"جهت آگاه سازی و شفاف سازی تحصیل در خارج از کشور و کمک به دانشجویان متقاضی تحصیل در خارج کشور مدتی است ساخته شده است. توضیح در مورد هزینه های بسیار زیاد،رفتار بسیار بد اروپایی ها با دانشجویان ایرانی،هوای بسیار سرد و همیشه ابری،و..... در این وبلاگ به طور کامل و واضح توضیح داده شده است. نامه چندین دانشجوی ایرانی فریب خورده که از رفتن به خارج از کشور بسیار پشیمان و افسرده شده اند دراین وبلاگ موجود است. جهت کمک به هم وطنان و دانشجویان ایرانی و اگاه سازی دانشجویان لطفا این وبلاگ را به همه دوستان و اقوام و خانواده ها اطلاع دهید تا در این فریب و رویای پوچ وارد نشوند. لطفا این وبلاگ را در لینک های خود قرار دهید تا بقیه هم وطنان آگاهی های لازم را بدست آورند. با تشکر فراوان وبلاگ ""معایب تحصیل در خارج از کشور"" www.Tahsiil.blogfa.com

ali

سلام هم وطن عزیز خوبی ؟ ممنونم واس سایت خیلی خیلی خوبته الان ساعت هاست میخونمش اما ماشالله اونقدر مطالب زیاده که یه کم سردر گم شدم ولی حتما همههههههههههه نظرات و پست هاتو سر وقت خواهم خوند تا اون موقع میتونم یه چند تا سوال بپرسم اگه وقتت اجازه بده ؟ من لیسانس عمران دارم دانشگاه آزاد قزوین معدلمم 15.61 شد و ترم آخر که واحد های تخصصی زیادی داشتم در ناباوری کامل استادای خدانشناسی گیر من افتاد که همه مطمئنم نمره هام کم دادن ظاهرا به خاطز اینکه زیراب یه استادو زدم بهم 10 داده بود که به زور کردن 15 بگذریم الان دارم برای ارشد میخونم سال دیگه ایشالله سراسری حتما باید برم بعد دیگه میخواستم به طور مختصر که وقتت زیاد نگیرم اگه امکان داره راهنماییم کنی که میتونم منم بعد ارشد اقدام کنم ؟ کدوم دانشگاه کانادا برای عمران خوبه بعدش یه سوالی گرایشی که کار تو کانادا خوب داره به نظرت چیه ؟ شهریه دکترا شما نوشتی 17 هزار دلار خیلی زیاده هااااااا واقعا اینقدره ؟ نمیشه کاری کرد ؟ بورسیه بگیرم چقدر شهریه کم میشه ؟ بعد میگی یه جا مکاتبه کنیم چطوری مکاتبه میکنن ؟ من این چیزارو نمیدونم ممنون میشم راهنماییم کنی هم وطن عزیز دوست گرامی

ali

ببخشید سوالام طولانی شد کاش تو یه پست مفصل به ترتیب میگفتید چیکار کرد الان ارشد سعی میکنم معدل 17 اینا بیارم یه کارایی هم بکنم بعدش اگه برم دانشجو بشم میتونم اقامت بگیرم ؟ اگه صرف درس خونده که اینجا هم میشه خوند بعد یهع راهنمایی کنی کدوم دانشگاه واس رشته عمران برم موقع دانشجویی میشه کار کرد بعد یه مطلب مفید دقیق بگی چیکار و چه چیزا برای گرفتن پذیزش از دانشگاهی که شما خواهی فرمود بتونم بگیرم دقیق چیکار کنم ببخشید وقتتون گرفتم ایشالله خدا خیرتون بده راستی میشه بپرسم شما چه رشته ای میخونی و چه مقطعی ؟ البته شاید نگی عیبی نداره اگه ممکنه یه کوچولو برای من راهنمایی دقیق بکنی چیکار کنم تا منم بتونم یه زندگی بکنم امنیت اونجا چطوره ؟ خفتمون که نمیکنن یه وقتی ؟ درباره شهریه مطمئنی 17 هزار دلاره ؟ یعنی سالی 50 میلیون بدم یک ترم برم دانشگاه ؟ خیلی زیاده من الان یکی از دوستان دیدم گفت 9000 دلاره هاااااااااا مطمئنی ؟ بازم ازت درخواست میکنم به صورت خصوصی یه مطلب دقیق بگی من یکی چیکار کنم اگه چیزی درباره خودم باید بگممم بگو میشه اونجا حین درس هم کار پیدا کرد ؟ یک دنیا ممنون واس حتی وبلاگ نازنینت تا بعد یا علی مدد

ali

یه سری کامنت هات خوندم که نگفتی رشته ات چیه و کدوم دانشگاهی اذیت نکن بگو بدونیم شریف بودی ؟ البته زیاد اذیتت نمیکنم تا اجبار نشه ولی فکر کن این وبلاگو من نداشتم بعد یه مطلبی که بهم کمک کنه که واقعا چیکار کنم الان که برای ارشد میخونم مطمئنان سراسری میرم مطمئنانننننننننن اگه خدا کمک کنه ایشالله بعد سعی میکنم معدلم اونجا خیلی خیلی سعری میکنم بالا 16 17 حداقل بیارم کمش اینه بعد همین دیگه اگه بیام چطوری میتونم پذیرشو بگیرم شنیدم باید با استادا مکاتبه کرد اخه چطوری ؟ اصلا هیچی نمیدونم خیلی دلمم میخواد از تهران برم لااقل از تهران برم یه شهر دیگه شما لندنی ؟ خوب لندن هم میشه رفت اونجا اذیت نمیکنن ؟ درجه دانشگاهت رتبه چند کشوره ؟ اصلا مقاله بدم ندم نمیدونم کاش بتونی یه راهنمای تپل برام بکنی خدا خیرت بده برای حتی جواب کوتاهت ممنونم دوست گلم برادر من [قلب]