قیمت ها 1

قصد داشتم وقتی به خرید می رویم از سردر فروشگاه های
مواد غذایی عکس بگیرم و در پست مربوطه قرار دهم تا
یک آشنایی مختصری با شکل و شمایل فروشگاه ها نیز
داشته باشید، اما متأسفانه گوشیم خراب شد و این نیت خیر
ابتر ماند تا اطلاع ثانوی...
إن شاءالله وقتی گوشی جدید را گرفتم، حتماً این کار را
خواهم کرد، در این فقره شکی به دل راه ندهید.
مواد غذایی را نمی شود از هر کجا خرید، چرا که فروشگاه
به فروشگاه قیمت ها کمی نوسان دارد. اما خدائییش هرچقدر
هم نوسان داشته باشد تخم مرغمان ارزان است نه شانه ای
9000 تومان!!!! کارمان ( کارتان) به جایی رسیده است
که مرغ ها هم برایتان کلاس بالا شده اند!!!
نمی شود کلی صحبت کرد، اما در کل بهترین قیمت مواد
غذایی، (بهترین به معنای معقول ترین)، Food Basic
است. ما برایمان پیش آمده که حراجی های (یا همان
Sales) فروشگاه های دیگر را چک کرده ایم و رفته ایم
خرید اما قیمت بدون حراج Food Basic از حراجی
جاهای دیگر هم چندین سنت ارزان تر بوده است.
(فرصتی پیش آمد که عکس Food Basic را بگیرم. این هم عکسش)

 
نکته حائز اهمیت اینکه: در کاناد از کش مو گرفته تا یخچال
و فریزر، همه چیز مالیات دارد. معادل ایرانی اش فکر کنم
همین ارزش افزوده ای باشد که حدود 2 ماه است اجرا می
شود!!!!
البته اینجا وقتی مالیات می گذارند به همان میزان و حتی
خیلی بیشتر هم خدمات ارائه می دهند. منظورم این است که
مردم به قدری رفاه دارند که این مالیات ها به چشمشان
نمی آید!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل...
خب، ممکن است یک کالایی قیمتش همراه مالیات باشد یا
نه، وقتی می روید حساب کنید مالیاتش را بعداً رویش بکشند.
شنیده ام که ایالت انتاریو مالیاتش 3% بیشتر از ایالت های
دیگر کاناداست، یعنی اینجا 13% است و جاهای دیگر
10%. چرایش را نمی دانم. اما گویا واقعیت دارد. چون
اینجا انتخابات محلیشان بود و نامزدهای انتخاباتی که
تبلیغات می کردند، من می دیدم که در فهرست برنامه
هایشان می نوشتند: کم کردن نرخ مالیات. مالیات هم به دو
نوع است: مالیات محلی و مالیات فدرال.
آخر کانادا هنوز مستعمره انگلیس است  و در اماکن
خاصی مانند نیاگارا نیز پرچم انگلیس نصب شده است!!!

آنها هم برای خودشان مالیات می گیرند!
خب این از مالیات.
من اقلام مورد نیاز را در حد اطلاعات محدود خودم به
ترتیب عرض می کنم خدمتتان:
گوشت:  کلاً قیمت گوشت نسبت به ایران بسیاااااااار پایین
است. البته بعضی ها مقیدند حتماً گوشت حلال مصرف کنند
مثل بنده. ما باید از جاهای خاصی خرید کنیم. در بعضی از
فروشگاه های بزرگ مثل همین Food Basic قسمتی از
یخچال ها اختصاص داده شده به گوشت حلال و رویش
نوشته اند: Halal. این واژه برای کانادایی ها شناخته شده
است و وقتی می پرسی گوشت حلال کجاست می دانند یعنی
چه.
چون عرب اینجا زیاد است و ایرانی هم خب زیاد.
البته بخاطر استقبالی که از گوشت حلال می شود، قیمتش
نسبت به گوشت های دیگر کمی بیشتر است. اما باور
بفرمایید همان کمی بیشترش هم در مقایسه با ایران
بسیاااااااااار ارزان است.
ما تصمیم گرفته ایم وقتی آمدیم ایران. گوشت و تخم مرغ
بخریم برای خانواده هایمان
خب، مگه چیه؟ می دهیم می گذارند یخچال هواپیما بعد هم
سالم می آوریم دیگر!!!
من خودم تازه به این فکر افتاده ام که هرچقدر هم مدرکم بالا
برود وقتی کار نیست در ایران می خواهم چه کنم؟ بهتر
است بیفتم در کار واردات گوشت و تخم مرغ به ایران. 
درآمد خوبی هم باید داشته باشد. واقعاً الحق و الإنصاف
زحمات پدر و مادر و اساتیدم را به هدر نداده ام، آفرین!
آفرین به اینهمه ذکاوت من ، با شماها هستم یاد بگیرید،
نصف همه شماها هستم. آدم که نباید فقط درس بخواند که! به
این می گویند بهینه سازی مصرف سوخت. اینهمه کالری می
سوزانیم در این کلاس های 3 ساعته 0/5 واحدیشان! باید هم
بهینه سازی کنیم خب.
خب، باز من زدم به حاشیه! البته حاشیه نیست ها! پیام
اخلاقی داستان است و چاشنی تلخش! این روزها وقتی اخبار
را می شنوم روز به روز کامم تلخ تر می شود از آنچه که
در برخی جاها بر سر ملتشان می گذرانند!
باز هم همچنان:
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمَل...
درباره گوشت می گفتم... چه گوشت گوساله، چه گاو، چه
گوسفند، قیمت همه شان خوب است. برای یک دانشجو هم
خب... دو کیلو گوشت بخرد، تا مدتی کفایت می کند دیگر.
شیر: اینجا هم شیر پاکتی هست هم شیر نایلونی. البته
نایلونی ها به اسم یارانه ای نیستند ولی قیمتشان از پاکتی ها
بهتر است و کیفتشان مثل هم. شیرهای نایلونی اینجا 3 بسته
ای هستند و واقعا حملش سنگین است. اما ما چون خودمان
ماست می بندیم، از این شیرها می خریم.
بله پس چه فکر کرده اید؟ تمام کدبانویی گری ایرانی را نیز
به همراه کتاب و دفتر و دستکمان آورده ایم دیگر!
من ایران هم که بودم بیشتر وقت ها در خوابگاه خودم ماست
درست می کردم. اینجا شیرهای نایلونی اش به 3 نوع تقسیم
می شود. 1% چربی، 2% چربی و 3/25% چربی
( درصد چربی این آخری را کمی شک دارم اما همان حدود
است). خب قیمت چربی بیشتر کمی بیشتر است. یکبار که
خریدم در همین قسمت اضافه می کنم که این بسته های 3
تایی چند کیلویی است. الآن خاطرم نیست. اما کیفتشان خیلی
خوب است. (بعداً اضافه شده: هر بسته یک لیتر می باشد). ما درصد چربی بالا را هم خریدیم، 2 درصدی
را نیز خریدیم. هر دو خوب هستند. خب 2% چربی را با
مالیاتش می خریم 4/37 دلار، بخوانید 4 دلار و 37 سِنت. (اضافه شده بعداً: حدود دو سال است قیمت شیر پایین آمده  شده: 3.89$ اصلاً نمی دانم چرا این کانادایی ها اینقدر برعکس زندگی می کنند!؟ به جای آنکه قیمت ها را سال به سال بالا ببرند پایین می آورند. مشکلات دارند با خودشان ها!  به دکتر مراجعه کنند بد نمی بینند! باور کنید خب! وااااااااا! خیلی آنرمال هستند خب! )
3درصدی حدود 1 دلار از این بیشتر است. اما واقعاً شیرهایشان باکیفیت است و با شیرخشک قاطی نشده است!!! و وقتی می خوری مطمئنی که شیر می خوری نه شیر خشک!
بقیه اقلام در یک فرصت دیگر...
 
یاعلی!
/ 3 نظر / 25 بازدید
فاطمه

سلام دوست عزیز 2 ساعتی هست که نشستم پای سیستم تا روی پروپوزالم کار کنم اما به ذهنم رسید که یکبار در مورد بورس شدن برای دکتری سرچ کنم که به وب شما هدایت شدم و تعدادی از نوشته های شما رو خوندم خیلی ممنون بابت اینکه تجربیاتتون رو در اختیار افرادی مثله من میذارید:):گل راستش گاهی به سرم میزنه که دنبال بورسیه برای دکتری در دانشگاه های خارج از کشور باشم.. و پدر و مادرم هم منو خیلی تشویق میکنن اما من خودم اعتماد به نفسش رو ندارم.. شایدم آگاهی لازمه رو ندارم، نمیدونم تحصیل و زندگی و کار اونجا چجوریه، برای همین نمیتونم درست در موردش فکر کنم و تصمیم بگیرم .. من دختری23 ساله هستم که تا حالا سفر خارج از کشور نرفتم و آشنایی هم در خارج از کشور ندارم... گاهی با خودم فکر میکنم که چنین تنهایی خیلی سخت خواهد بود.. که تو کشوری بری که هیج دوستی نداشته باشی، کسی نباشه که روز های اول راهنماییت کنه که چطور گلیمت رو از آب بیرون بکشی، مثله شما که بار اول با دوستتون رفتین بانک و ایشون کمکتون کردن اگه چنین کسی رو نداشته باشی خیلی سخته.. دلم میخواد از تجربیات شما بدونم اینکه از زندگی و تحصیل در کانادا راضی هستین؟ دوری خانواده ؟سرزمین غ

فاطمه

** به نظرم پیامم نصفه بهتون برسه برای همین قطعه قطعه به صورت خصوصی براتونمیفرستم** دلم میخواد از تجربیات شما بدونم اینکه از زندگی و تحصیل در کانادا راضی هستین؟ دوری خانواده ؟سرزمین غریب؟ شما قصد موندن در کانادا رو دارین؟هدف شما از رفتن و دکتری گرفتن در خارج از کشور چی بود؟ به لطف دوره لیسانس تجربه زندگی تو یه شهر دیگه رو داشتم و حالا خیلی دوست دارم تجربه ای مثله تجربه شما رو داشته باشم، زندگی تو یه کشور دیگه، فکر میکنم اگه 4 سال تو یه کشور دیگه باشم خیلی خیلی پخته تر از اینی میشم که الان هستم و باید خیلی هیجان انگیز باشه، میتونم با افرادی آشنا بشم که هر کدومشون دید متفاوتی به دنیا دارن و ازشون کلی چیز یادبگیرم .. و زندگیم پر میشه از تجربه های جدید.. و دیدم نسبت به زندگی تغییر خواهد کرد..

فاطمه

** به نظرم پیامم نصفه بهتون برسه برای همین قطعه قطعه به صورت خصوصی براتونمیفرستم** و دیدم نسبت به زندگی تغییر خواهد کرد.. نمیدونم شاید حرفای من به نظر شما پسندیده نباشه، برای همین هدفتون رو پرسیدم که اون روزی که برای اولین بار به این فکر افتادین چه هدفی داشتین ؟دکتری بگیرین برگردین ایران استاد بشین؟ یا همونجا استاد بشین؟ یا اینکه مثله من تو فکر استادی نبودین و دنبال زندگی و تجربیات تازه بودین و به فکر کاری غیر از تدریس ... راستی شما که بورس هستین تو دانشگاهتون باید چند سال توی اون کشور بمونین و کار کنین تا بتونین مدرکتون رو بگیرین برگردین ایران؟ دانشگاه فقط هزینه تحصیل شما رو میده درسته؟ خوابگاه نداره و اقامتگاهتون با خودتونه؟ ببخشید اگه با حرفام خیلی وقت شما رو گرفتم انشالله که هرجا هستین موفق و پیروز باشین :)